تبليغاتX
پرقدرت ترین شمارنده آمار
PersianTrace.com
سعید معزالدین Moezoddin Saeed

احمد عارفخاني: چگونگي شهادت صادق گنجي مسئول نمايندگي فرهنگي ايران در لاهور پاكستان در برنامه مجله روز بررسي مي‌شود.


به گزارش روابط عمومي راديو معارف ، احمد عارفخاني مدير گروه خبر و برنامه‌هاي سياسي راديو از توليد برنامه گفتگويي مجله روز با موضوع بررسي زندگي، شخصيت و فعاليت‌هاي شهيد صادق گنجي خبر داد و گفت: در برنامه مجله روز با محمد سعيد معزالدين رئيس اسبق خانه فرهنگ جمهوري اسلامي ايران در لاهور در خصوص چگونگي نحوه شهادت و فعاليت اين شهيد والا مقام گفتگو شده است. اين برنامه روز دوشنبه 28 آذر از ساعت 8:40 به روي آنتن مي‌رود.

گفتگوی محمد سعید معزالدین

با نشریه یاران (یادمان شهیدصادق گنجی)  





نوشته شده در 1390/9/2713242307 توسط سعید معزالدین | نظر دهيد

 منتشر شد 

1-   آداب و احکام قرآن ؛  

2- روخوانی و روانخوانی و شیوه حفظ قرآن ؛  

3- روش تربیتی پیشوایان اسلام (ع) در ارتباط عاطفی با کودکان ؛

نویسنده : سعید معزالدین 

ویژه دوره آموزشي تربيت مربی مهدهای سراسر کشور





نوشته شده در 1390/7/25 توسط سعید معزالدین | نظر دهيد


 دوره جدید مجموعه چشمه نور با ترجمه به زبان اردو منتشر می شود

 تفسیر قرآن کریم برای نوجوانان (نگارش : سعید معزالدین)





نوشته شده در 1390/7/25 توسط سعید معزالدین | نظر دهيد

نوشته شده در 1390/5/7 توسط سعید معزالدین | نظر دهيد

فصل وصل آفرين- ميلاد نور

محمد سعید معزالدین

    اكنون گاه نويد سپري شدن زمستان سرد و سياه جاهليت در رسيده است و طبيعت خشك و بي روح جزيرة العرب در انتظار سرسبزي  ربيع  لحظه شماري مي كند. آبشار زلال نبوت برسرزمين دل هاي عطشناك و تفتيده ، جان مي بخشد و كويري كه در باور خود به جز خار و خاشاك  نديده  است ، اينك خرمي و تازگي و ترنم آواي فرشتگان را تجربه مي كند.

     او مي آيد و با آمدنش ، شعر بشريت شعور مي يابد و آسمان هستي به يك باره به نور مي نشيند. زندگي با آمدن او حياتي ديگر و دوباره مي يابد و جان هاي خسته و آواره با نغمه ي دلنشين شعار توحيد و وحدت به سرمنزل مقصود فراخوانده مي شوند تا در افق تابناك يگانگي آرام و قرار گيرند.حبيبي مي آيد كه طبيب دل است و ساقي صهباي وجود ... و چه مي گويم هستي طفيل هستي او : لولاك لما خلقت الافلاك !  محمد(ص) مي آيد و عطر دل انگيز گلواژه هاي كلام او ملك و ملكوت را به رايحه ي توحيد كلمه و كلمه ي توحيد معطر مي سازد.       ... آري هنوز هم فرمان مطاع او مسلمانان را به ميثاق اخوت دعوت مي كند و بشريت را به همزيستي مسالمت آميز فرا مي خواند، و در اين فصل وصل آفرين بيش از هر زمان ... !      ايام خجسته ي نخستين بهار ( ربيع الاول) نقطه ي عطف هستي و رمز و راز همبستگي است ... كه او شمع جمع آفرينش است.      سالگشت ميلاد مسعود پيامبر اكرم(ص) و فرخنده زاد روز امام جعفر صادق (ع)  را تبريك و شادباش مي گوييم و در استقبال طلوع بدر سيماي درخشان پيامبر رحمت از ثنيات الوداع هستي توفيق همگان را در همدلي و تفاهم در  راه  تحكيم پايه هاي وحدت و اقتدا به سيره ي گرانسنگ نبوي و علوي از خداوند متعال مسالت مي نماييم.  www.Moezi.ir




نوشته شده در 1389/12/1 توسط سعید معزالدین | نظر دهيد




نوشته شده در 1389/11/21 توسط سعید معزالدین | نظر دهيد



نوشته شده در 1389/11/21 توسط سعید معزالدین | نظر دهيد

دنیای نرم افزار (مالتی مدیا - سرگرمی- گرافیک - امنیتی- ابزارهای سی دی - کاربردی - سیستم عامل- اینترنت -بازی  )      




برچسب ها : دنیای نرم افزار


نوشته شده در 1389/11/21 توسط سعید معزالدین | نظر دهيد






نوشته شده در 1389/6/19 توسط سعید معزالدین | نظر دهيد



برخی عناوین مقالات و مطالب پایگاه فرهنگی سعید معزالدین

· شاهنامه فردوسي نقطه پيوند ايران، اسلام و تشيع
· آداب قرائت قرآن در سخن و سيره امامان (ع)
· ماخذ شناسی حقوق زنان
· كتابخانه ديجيتالي حقوقی
· خودآرایی و آراستگی
· حافظ نقطه وصل شعر و شعور
· آشنایی با انجمن خوشنویسان پاکستان
· اسلام و نوروز
· شخصیت و جایگاه سعدی در تاریخ ادب پارسی
· روش صحيح تفسير قرآن- بخش اول
· روش صحیح تفسیر قرآن - بخش دوم
· پیامبر(ص) و اهل بیت(ع)
· قرآن، علوم قرآن و تفسیر
· زن در اسلام و ادیان و مکاتب
· اخلاق در اسلام و علوم و مکاتب
· اسلام و ادیان
· احکام و عبادات
· جوانان فرصت ها و آسیب ها
· علوم حدیث
· تاریخ تحلیلی اسلام
· علوم اسلامی (منطق، فلسفه، حکمت، طب، فقه، اصول، کلام، عرفان، تفسیر، درایه،حدیث، رجال، فیزیک، شیمی، جغرافیا، نجوم و... )
· مذاهب و فرق اسلامی ( پیشینه و عوامل پیدایش، آسیب های فرقه گرایی، وجوه اشتراک و افتراق مذاهب و فرق،کتابشناسی)
· عقاید و باورها (توحید و خداشناسی، عدل، نبوت، امامت، معاد )
· فرهنگ و تمدن (تاریخ و تمدن،اخلاق و عادات،دانش مسلمین،هنر و صنعت، اداب و آیین ها، شخصیت ها و اماکن)
· عرفان نظری ( عشق و عقل )
· تقويم مناسبتهاي قمري، شمسي و ميلادي.
· کتابخانه های ایران و جهان (بانک های اطلاعاتی و منابع دیجیتالی و مرجع و کتابخانه های موضوعی)
· مراکز و موسسات فرهنگی و علمی و آموزشی و خدماتی زنان
· سازمان ها و مراکز مرتبط با امور نشر داخلی و بین المللی
· نمايشگاه های کتاب جهان
· كتابخانه های جهان
· آموزش زبان فارسی
· مجموعه مقالات در باره زبان فارسی
· فهرست الفبایی مجلات و نشریات
· بهار دنیا و بهشت آخرت
· اسلام و نوروز
· سفره هفت‌سین
· مجموعه مقالات تندرستی و پزشکی
· حضرت علی علیه السلام خلیفه ی چهارم !
· فهرست موضوعی مجلات و نشریات
· مقالات گردشگری
· مقالات خانواده
· شیعه شناسی
· مقالات گردشگری
· خانه فرهنگ جمهوری اسلامی ایران ـ لاهور (1383 ـ 1379)
· دانشگاه هنر لاهور ( پاکستان )
· انتشار کتاب آثارالشعراء در اسلام آباد ( پاکستان )
· آثار برتر خوشنویسان ایرانی در لاهور
· همایش انسان از دیدگاه علامه اقبال
· مقالات (موضوعات مختلف)
· کتاب و مجله
· دائرة المعارف بزرگ اسلامی ( مقالات 16 جلد)
· کتابخانه سیمرغ - دائره المعارف بزرگ اسلامی
· دانشنامه رشد
· دانشنامه ستاره شناسی
· دانشنامه فضایی ایران
· دانشنامه اینترنتی قرآن کریم
· هشتمین پیشوا امام علی بن موسی الرضا (ع)
· کتابهای قرآنی
· کتابهای استاد قرائتی
· فرهنگ واژگان فارسی به فارسی، فارسی به انگلیسی، انگلیسی به فارسی
· فرهنگ چند زبانه
· فرهنگ وازگان و ترجمه متن
· مجموعه مقالات حقوقی
· مجموعه مقالات پاسخ به پرسش ها و شبهه ها
· در باره جوانان
· در باره خانواده
· در باره کودکان و نوجوانان
· نکته هایی برای دختران و بانوان
· ویژه نامه ولادت امام باقر علیه السلام
· ویژه ولادت حضرت زهرا سلام الله علیها
· استاد شهید مطهری (شخصیت ،آثار و اندیشه ها)
· امام خمینی قدس سره الشریف
· پیشینه تشیع و تسنن
· سير و سلوك
· هشدار و پیشگیری و درمان انواع بیماری ها
· بهداشتی و زناشویی
· تاریخ اسلام (صدر اسلام تا آخر امپراتوری عثمانی)
· فرهنگ و تمدن اسلامی
· زندگی ائمه اطهار علیهم السلام
· اصحاب و یاران اهل بیت (ع)
· مقالات در باره اهل بیت (ع)
· کتابهای تاریخی - دانلود
· تاریخ معاصر ایران
· معرفی رجال مثبت و منفی در تاریخ معاصر ایران
· داستانهایی از زندگی پیامبر (ص) و اهل بیت (ع)

www.Moezi.ir    www.parsbarg.ir




برچسب ها :


نوشته شده در 1389/5/15 توسط سعید معزالدین | نظر دهيد


ويژه نامه اعياد شعبان 

ويژه نامه فرخنده زاد روز امام حسين و امام سجاد و ابوالفضل العباس عليهم السلام   





نوشته شده در 1389/4/24 توسط سعید معزالدین | نظر دهيد




نوشته شده در 1389/4/4 توسط سعید معزالدین | نظر دهيد


بزودی سایت جدید سعید معزالدین با قالب جدید و مطالب غنی تر و متنوع تر





نوشته شده در 1388/12/13 توسط سعید معزالدین | نظر دهيد

فصل وصل آفرین

اکنون گاه نوید سپری شدن زمستان سرد و سیاه جاهلیت در رسیده است و طبیعت خشک و بی روح جزیرة العرب در انتظار سرسبزی  ربیع لحظه شماری  می کند.

        آبشار زلال نبوت برسرزمین دل های عطشناک و تفتیده ، جان می بخشد و کویری که در باور خود به جز خار و خاشاک ندیده است ، اینک خرمی و تازگی و ترنم آوای فرشتگان را تجربه می کند.

        او می آید و با آمدنش ، شعر بشریت شعور می یابد و آسمان هستی به یک باره به نور می نشیند.

        زندگی با آمدن او حیاتی دیگر و دوباره می یابد و جان های خسته و آواره با نغمه ی دلنشین شعار توحید و وحدت  به سرمنزل مقصود فراخوانده می شوند تا در افق تابناک یگانگی آرام و قرار گیرند.

   حبیبی می آید که طبیب دل است و ساقی صهبای وجود... و چه می گویم هستی طفیل هستی او: لولاک لما خلقت الافلاک !

   محمد(ص) می آید و عطر دل انگیز گلواژه های کلام او ملک و ملکوت را به رایحه ی توحید کلمه وکلمه ی توحید معطر می سازد.

... آری هنوز هم فرمان مطاع او مسلمانان را به میثاق اخوت دعوت می کند و بشریت را به همزیستی مسالمت آمیز فرا می خواند، و در این فصل وصل آفرین بیش از هر زمان ... !

  ایام خجسته ی نخستین بهار( ربیع الاول ) نقطه ی عطف هستی و رمز و راز همبستگی است ... که او شمع جمع آفرینش است.

   سالگشت میلاد مسعود پیامبر اکرم(ص) و فرخنده زاد روز امام جعفر صادق (ع)  را تبریک و شادباش می گوییم و در استقبال طلوع بدر سیمای درخشان پیامبر رحمت از ثنیات الوداع هستی توفیق همگان را در همدلی و تفاهم در راه تحکیم پایه های وحدت و همگرایی و اقتدا به سیره ی گرانسنگ نبوی و علوی از خداوند متعال مسالت می نماییم




برچسب ها : فصل وصل آفرین


نوشته شده در 1388/12/13 توسط سعید معزالدین | نظر دهيد

دانشنامه ‌امام حسین (ع)

  مجموعه چهارده جلدی «دانشنامه امام حسین(ع)» با بررسی ابعاد مختلف زندگانی، شخصیت، قیام، شهادت امام حسین(ع) و حوادث و آموزه‌های مرتبط با آن، با بهره‌گیری از حدیث و تاریخ، از سوی موسسه علمی پژوهشی دارالحدیث منتشر شد.

به گزارش ایبنا،‌ مولفان و نویسندگان این اثر تمامی منابع تاریخی و حدیثی در این زمینه را بررسی کرده و مناسب‌ترین متون را برگزیده‌اند. گزینش و عرضه این متن‌ها، با توجه به قواعد معمول در فقه‌الحدیث و نقد متون تاریخی صورت گرفته است و در مقام رد و اثبات نقل قول‌ها و آرای مورخان، از تناظر و تعاضد مضمونی متن‌ها و اعتبار و کهن بودن منابع و نیز سنجش با عقل سنت و مسلمات تاریخی استفاده شده است.

بر همین اساس، نکته‌های سودمند در جایگاه خودشان و مرتبط با فصل‌ها و متون قرار گرفته‌اند تا خواننده به تحلیلی جامع، همه سویه و مستند دست یابد. هدف از بازگویی بیشتر این بیان‌ها، پاسخگویی شبهات و نمایاندن تحریفات بوده است.

«دانش‌نامه امام حسین(ع)» از پانزده بخش و 138 فصل تشکیل شده است. بخش نخست به زندگی خانوادگی سیدالشهدا(ع) و به موضوعاتی نظیر تولد، نام‌گذاری، ویژگی‌های ظاهری، پرورش، ازدواج و شمار فرزندان ایشان در شش فصل می‌پردازد.

فضیلت‌ها و ویژگی‌های امام حسین(ع) موضوع بخش دوم است که نخست به ملاک انتخاب گزارش‌های مربوط به فضایل امام حسین(ع) و مهم‌ترین کمالات مشترک میان امامان(ع) و بارزترین ویژگی‌های سیدالشهدا(ع) اشاره می‌کند و سپس به تفصیل، فضایل مشترک میان ایشان و سایر اهل بیت(ع)،‌ مکارم اخلاق، ویژگی‌های عبادی و شماری از کرامات ایشان را در شش فصل ارایه می‌کند.

در ابتدای بخش سوم، امامت به عنوان منصبی الهی در ادامه منصب نبوت شمرده و سپس دلایل امامت امام‌حسین(ع) و فرزندانش گزارش می‌شود که با رهنمودهای خداوند و روایاتی از پیامبر خدا(ص) و سایر امامان(ع) درباره امامت سالار شهیدان(ع) و استمرار امامت در نسل ایشان همراه شده است. احادیث این بخش به دلیل آن که اعتقادی شمرده می‌شوند، از نظر سند ارزیابی شده‌ و احادیثی که از اعتبار کافی برخوردار نبوده‌اند، تنها به عنوان موید در کنار احادیث معتبر قرار گرفته‌اند.

بررسی زندگی امام حسین(ع) پس از پیامبر(ص) تا شهادت پدرشان همراه تحلیلی از زندگی ایشان در این دوران یعنی از هفت‌سالگی تا چهل سالگی، موضوع فصل چهارم است. نکات قابل توجه از زندگی ایشان در این مقطع از تاریخ اسلام، از دیگر مطالب این فصل به شمار می‌آیند.

بخش پنجم این اثر با عنوان «امام حسین(ع) پس از شهادت پدر تا قیام عاشورا» به تبیین این مقطع از تاریخ زندگی امام حسین(ع) (40 ـ 61 ق) که بخشی از آن مقارن با امامت برادرشان امام حسن(ع) بود، می‌پردازد و در این راستا سه موضوع مهم «رفتارشناسی امام(ع) در دوران امامت برادر»، «موضع‌گیری‌های ایشان در برابر حکومت معاویه» و «ولایت عهدی یزید» بررسی می‌شوند.

در آغاز بخش ششم که به موضوع خبر دادن پیشاپیش از شهادت امام حسین (ع) می‌پردازد، به قطعیت صدور روایات پیشگویی شهادت امام حسین (ع) اشاره شده و توضیح داده می‌شود که مقدر بودن شهادت ایشان و پیشگویی آن، منافاتی با اراده و اختیار انسان ندارد. این پیشگویی‌ها در چهار فصل گزارش شده‌‌اند.

خروج امام حسین(ع) از مدینه تا رسیدن به کربلا همراه تحلیلی به‌نسبت جامع درباره علل قیام امام حسین(ع) موضوع بخش بعدی است که بررسی مسایل مهمی نظیر امتناع امام(ع) از بیعت با یزید، فعالیت‌های ایشان در مکه، اعزام مسلم به عنوان نماینده خود به کوفه، پیشنهادهای مختلف به امام (ع) مبنی بر نرفتن به کوفه و حرکت امام (ع) به سوی کربلا، گزارش شده‌اند.

رسیدن امام حسین(ع) به کربلا تا شهادت ایشان، موضوعی است که در بخش هشتم بررسی می‌شود و به متون مربوط به حادثه جانگداز عاشورا از آغاز ورود امام حسین(ع) به کربلا تا شهادت یاران، فرزندان، برادران، فرزندان برادر، فرزندان خواهر، فرزندان عمو و سرانجام شهادت خود ایشان می‌پردازد.

بخش نهم، بازگو کننده وقایع پس از شهادت امام حسین(ع) است، حوادثی که در کربلا به وقوع پیوست و در منابع معتبر گزارش شده است. این بخش وقایعی نظیر چگونگی دفن شهدا، سرنوشت سرهای مقدس شهدا و کراماتی که از سر مقدس سیدالشهدا(ع) دیده شد، چگونگی حرکت خاندان اباعبدالله (ع) از کربلا به کوفه و از کوفه تا شام و بازگشت آنها از شام به مدینه را دربر می‌گیرد.

بخش دهم بیان‌گر بازتاب شهادت امام حسین(ع) و فرجام کسانی است که در کشتن ایشان و یارانشان نقش داشتند، در آغاز این بخش، تحلیلی درباره بازتاب‌های اجتماعی و آثار تکوینی واقعه عاشورا و نیز چهار جنبشی که تحت تأثیر مستقیم و غیرمستقیم امواج سیاسی و اجتماعی این واقعه تا ده سال پس از آن پدید آمد، ارایه می‌شود.
 
سپس متن گزارش‌های مربوط به بازتاب شهادت سیدالشهدا و یارانش در میان شخصیت‌های برجسته آن روز جهان اسلام، در میان جنایتکاران و خانواده‌های آنها، در جامعه عراق و حجاز و حتی در میان غیرمسلمانان، در پنج فصل مطرح می‌شود. فصل ششم این بخش نیز به تبیین سرنوشت شوم کسانی که در این حادثه نقش داشتند و نیز مردمی که از یاری کردن امام (ع) سرباز زدند، می‌پردازد.

عزاداری و گریه برای امام حسین(ع) نیز موضوع یکی از بخش‌های این دانشنامه قرار گرفته است. این بخش با تحلیلی بسیار مهم از فلسفه عزاداری، ویژگی‌های مجالس عزاداری هد‌فمند و آسیب‌شناسی عزاداری برای امام حسین(ع) آغاز می‌شود و سپس به مباحثی نظیر توصیه به عزداری سیدالشهدا(ع)، نخستین عزاداران، سیر تاریخی عزاداری حسینی، آداب عزاداری در روز عاشورا، تشویق به گریستن و اظهار حزن برای امام حسین(ع)، گریه پیامبران و اهل بیت(ع) و موجودات عالم بر امام حسین(ع) در چهار فصل می‌پردازد.

بخش دوازدهم نمونه مرثیه‌‌هایی که در سوگ امام حسین(ع) و یارانش سروده شده‌اند را با دسته‌بندی محتوایی اشعاری که در طول چهارده قرن در رثای سیدالشهدا(ع) و یارانش سروده شده‌اند، بررسی می‌کند و با ارایه مقاله‌ای تحلیلی، تحولات شعر عاشورایی و فراز و فرود آن را واکاوی می‌کند و در ادامه نمونه شعرهایی را که در این باره سروده شده‌‌اند، به ترتیب تاریخی در هفت فصل گزارش می‌دهد.

«زیارت امام حسین(ع)» موضوع بخش سیزدهم است. این بخش نکات قابل توجهی درباره واژه‌شناسی «زیارت»، ریشه‌یابی آن در فطرت، زیارت زندگان و مردگان از نگاه اسلام، تشویق احادیث اسلامی به زیارت قبور پیامبر خدا(ص) و اهل بیت(ع)، فضیلت زیارت امام حسین(ع) و مهم‌ترین آداب و آسیب‌شناسی را بازگو می‌کند و در ادامه احادیث مرتبط با فضایل زیارت قبر سیدالشهدا(ع) و آثار و برکات آن، هشدار نسبت به ترک آن، حضور فرشتگان و ارواح انبیا و اولیای الهی در مزار ایشان، آداب زیارت و زیارت‌نامه‌‌های مختلف و نایب گرفتن برای زیارت ایشان در شانزده فصل بیان می‌کند.

بخش چهاردهم به توصیف مزار امام حسین(ع) می‌پردازد و در این راستا پس از تبیین تاریخچه حرم حسینی، احادیثی درباره فضیلت مزار امام حسین(ع) و برکات تربت مزار ایشان را در سه فصل گزارش می‌کند.

عنوان بخش پایانی «حکمت‌های رسیده از امام حسین(ع)» است که پس از تبیین موضوع و تفسیر معنای «حکمت» در لغت و در قرآن و حدیث، ارایه کننده حکمت‌های منثور و منظومِ نقل شده یا منسوب به ایشان، در زمینه‌های معرفتی، سیاسی، عبادی، اخلاقی عملی، در پنجاه و پنج فصل است.

چاپ نخست مجموعه چهارده جلدی «دانشنامه امام حسین(ع)» به کوشش محمد محمدی‌ری‌شهری و با همکاری سیدمحمود طباطبایی‌نژاد و سید روح‌الله سید‌طبایی با ترجمه عبدالهادی مسعودی، مهدی مهریزی و محمد مرادی از سوی موسسه علمی فرهنگی دارالحدیث به دو زبان عربی و فارسی منتشر شد.





نوشته شده در 1388/9/29 توسط سعید معزالدین | نظر دهيد

اشک و ماتم در سوگ سبط خاتم

ترجمه کتاب لواعج الاشجان فی مقتل الحسین علیه السلام

(علامه فقید سید محسن امین عاملی)

شرح رویداد جانسوز کربلا

با ویرایش محمد سعید معزالدین

 قطع وزیری

400 صفحه

انتشارات فقه





نوشته شده در 1388/9/29 توسط سعید معزالدین | نظر دهيد

ثارالله، خون خدا

نمي‌دانم تو را در ابر ديدم يا كجا ديدم
به هر جايي كه رو كردم فقط روي تو را ديدم

تو را در مثنوي، در ني، تو را در‌ هاي و هو، در هي
تو را در بند بند ناله‌هاي بي‌صدا ديدم

تو مانند ترنم، مثل گل، عين غزل بودي
تو را شكل توسل، مثل ندبه، چون دعا ديدم

دوباره ليلة القدر آمد و شوريدگي‌هايم
تب شعر و غزل گل كرد و شور نينوا ديدم

شب موييدن شب آمد و موييدن شاعر
شكستم در خودم از بس كه باران بلا ديدم

صدايت كردم و آيينه‌ها تابيد در چشمم
نگاهم را به دالان بهشتي تازه وا ديدم

نگاهم كردي و باران يك ريز غزل آمد
نگاهت كردم و رنگين كماني از خدا ديدم

تو را در شمع‌ها، قنديل‌ها، در عود، در اسپند
دلم را پَرزنان در حلقه پروانه‌ها ديدم

تو را پيچيده در خون، در حرير ظهر عاشورا
تو را در واژه‌هاي سبز رنگ ربنا ديدم

تو را در آبشار وحي جبرائيل و ميكائيل
تو را يك ظهر زخمي در زمين كربلا ديدم

تو را ديدم كه مي‌چرخيد گردت خانه كعبه
خدا را در حرم گم كرده بودم، در شما ديدم

شبيه سايه تو كعبه دنبالت به راه افتاد
تو حج بودي، تو را هم مروه ديدم، هم صفا ديدم

شب تنهاي عاشورا و اشباحي كه گم گشتند
تو را در آن شب تاريك، «مصباح الهدي» ديدم

در اوج كبر و در اوج رياي شام ـ ‌اي كعبه ـ
تو را هم شانه و هم شان كوي كبريا ديدم

دمي كه اسب‌ها بر پيكر تو تاخت آوردند
تو را‌ اي بي‌كفن، در كسوت آل عبا ديدم

دليل مرتضي! شبه پيمبر! گريه زهرا(س)
تو را محكمترين تفسير راز «انّما» ديدم

هجوم نيزه‌ها بود و قنوت مهربان تو
تو را در موج موج ربنا در «آتنا» ديدم

تو را ديدم كه داري دست در دستان ابراهيم
تو را با داغ حيدر، كوچه كوچه، پا به پا ديدم

تو را هر روز با ‌اندوه ابراهيم، همسايه
تو را با حلق اسماعيل، هر شب همصدا ديدم

همان شب كه سرت بر نيزه‌ها قرآن تلاوت كرد
تو را در دامن زهرا(س) و دوش مصطفي(ص) ديدم

تنور خولي و تنهايي خورشيد در غربت
تو را در چاه حيدر همنواي مرتضي ديدم

سرت بر نيزه قرآن خواند و جبرائيل حيران ماند
و من از كربلا تا شام را غار حرا ديدم

به يحيي و سياوش جلوه مي‌بخشد گل خونت
تو را ‌اي صبح صادق با امام مجتبي(ع) ديدم

تو را دلتنگ در دلتنگي شامي غريبانه
تو را بي‌تاب در بي‌تابي طشت طلا ديدم

شكستم در قصيده، در غزل، ‌اي جان شور و شعر
تو را وقتي كه در فرياد «ادرك يا اخا» ديدم

تمام راه را بر نيزه‌ها با پاي سر رفتي
به غيرت پا به پاي زينب كبري(س) تو را ديدم

دل و دست از پليدي‌هاي اين دنيا شبي شستم
كه خونت را حناي دست مشتي بي حيا ديدم

چنان فواره زد خون تو تا منظومه
ي شمسي
كه از خورشيد هم خون رشيدت را فرا ديدم

مصيبت ماند و حيرت ماند و غربت ماند و عشق تو
ولا را در بلا جستم، بلا را در ولا ديدم

تصور از تفكر ماند و خون تو تداوم يافت
تو را خون خدا، خون خدا، خون خدا ديدم

علی رضا قزوه




برچسب ها :


نوشته شده در 1388/9/29 توسط سعید معزالدین | نظر دهيد

ليلةالقدر درنگاه علامه طباطبايى (ره)

مهم‏ترين مناسبت ماه مبارك رمضان، شب قدر است كه همواره مورد توجه مؤمنين بوده و خواهد بود. آنچه در پيش روى داريد بحثى پيرامون شب قدر بر اساس نظرات مرحوم علامه طباطبايى رحمةالله در تفسير شريف الميزان است كه در دو سوره "قدر" و "دخان‏" مطرح شده است.

مراد از قدر، تقدير و اندازه‏گيرى است و شب قدر شب اندازه‏گيرى است و خداوند متعال در اين شب حوادث يك سال را تقدير مى‏كند و زندگى، مرگ، رزق، سعادت و شقاوت انسان ها و امورى ازاين قبيل را مقدر مى‏گرداند.

در قرآن كريم آيه‏اى كه به صراحت ‏بيان كند شب قدر چه شبى است ديده نمى‏شود. ولى از جمع‏بندى چند آيه از قرآن كريم مى‏توان فهميد كه شب قدر يكى از شب‏هاى ماه مبارك رمضان است. قرآن كريم از يك سو مى‏فرمايد: "انا انزلناه فى ليلة مباركة‏."
( دخان / 3 ) اين آيه گوياى اين مطلب است كه قرآن يكپارچه در يك شب مبارك نازل شده است و از سوى ديگر مى‏فرمايد: "شهررمضان الذى انزل فيه القرآن‏."( بقره / 185) و گوياى اين است كه تمام قرآن در ماه رمضان نازل شده است. و در سوره قدر مى‏فرمايد: "انا انزلناه فى ليلة القدر." (قدر/1) از مجموع اين آيات استفاده مى‏شود كه قرآن كريم در يك شب مبارك در ماه رمضان كه همان شب قدر است نازل شده است. پس شب قدر در ماه رمضان است. اما اين كه كدام يك از شب‏هاى ماه رمضان شب قدر است، در قرآن كريم چيزى برآن دلالت ندارد و تنها از راه اخبار مى‏توان آن شب را معين كرد.

در بعضى از روايات منقول از ائمه اطهار (ع) شب قدر مردد بين نوزدهم و بيست و يكم و بيست و سوم ماه رمضان است و در برخى ديگر از آن ها مردد بين شب بيست و يكم و بيست و سوم و در روايات ديگرى متعين در شب بيست و سوم است و عدم تعين يك شب به جهت تعظيم امر شب قدر بوده تا بندگان خدا با گناهان خود به آن اهانت نكنند.

پس از ديدگاه روايات ائمه اهل بيت (ع) شب قدر از شب‏هاى ماه رمضان و يكى از سه شب نوزدهم و بيست و يكم و بيست و سوم است. اما روايات منقول از طرق اهل سنت‏ به طورعجيبى با هم اختلاف داشته و قابل جمع نيستند ولى معروف بين اهل سنت اين است كه شب بيست و هفتم ماه رمضان شب قدر است و در آن شب قرآن نازل شده است.

شب قدر منحصر در شب نزول قرآن و سالى كه قرآن درآن نازل شد نيست ‏بلكه با تكرار سال ها، آن شب نيز تكرار مى‏شود. يعنى درهر ماه رمضان شب قدرى است كه درآن شب امور سال آينده تقدير مى‏شود. دليل براين امر اين است كه:

اولا: نزول قرآن به طور يكپارچه در يكى از شب‏هاى قدر چهارده قرن گذشته ممكن است ولى تعيين حوادث تمامى قرون گذشته و آينده درآن شب بى‏ معنى است.

ثانيا: كلمه "يفرق‏" در آيه شريفه "فيها يفرق كل امر حكيم‏." (دخان / 6 ) در سوره دخان به خاطر مضارع بودنش، استمرار را مى‏رساند و نيز كلمه "تنزل‏" در آيه كريمه "تنزل الملئكة والروح فيها باذن ربهم من كل امر" (قدر / 4 ) به دليل مضارع بودنش دلالت ‏بر استمرار دارد.

ثالثا: از ظاهر جمله "شهر رمضان الذى انزل فيه القرآن‏."(بقره / 185) چنين برمى‏آيد كه مادامى كه ماه رمضان تكرار مى‏شود آن شب نيز تكرار مى‏شود. پس شب قدر منحصر در يك شب نيست ‏بلكه درهر سال در ماه رمضان تكرار مى‏شود.

در اين خصوص در تفسير برهان از شيخ طوسى از ابوذر روايت‏ شده كه گفت: به رسول خدا (ص) عرض كردم يا رسول الله آيا شب قدر شبى است كه درعهد انبياء بوده و امر به آنان نازل مى‏شده و چون از دنيا مى‏رفتند نزول امر درآن شب تعطيل مى‏شده است؟ فرمود: "نه، بلكه شب قدر تا قيامت هست.‏"

در سوره قدر مى‏خوانيم: "انا انزلناه فى ليلة القدر وما ادريك ما ليلة القدر ليلة القدر خير من الف شهر." خداوند متعال براى بيان عظمت ‏شب قدر با اين كه ممكن بود بفرمايد: "وما ادريك ما هى هى خير من الف شهر" يعنى با اين كه مى‏توانست در آيه دوم و سوم به جاى كلمه "ليلة القدر" ضمير بياورد، خود كلمه را آورد تا بر عظمت اين شب دلالت كند. و با آيه "ليلة القدر خير من الف شهر" عظمت اين شب را بيان كرد به اين كه اين شب از هزار ماه بهتر است. منظور از بهتر بودن اين شب از هزار ماه، بهتر بودن از حيث فضيلت عبادت است. چه اين كه مناسب با غرض قرآن نيز چنين است. چون همه عنايت قرآن دراين است كه مردم را به خدا نزديك و به وسيله عبادت زنده كند. و احياء يا عبادت آن شب از عبادت هزار ماه بهتر است.

از امام صادق عليه السلام سؤال شد: چگونه شب قدر از هزار ماه بهتر است؟ ( با اين كه در آن هزار ماه درهر دوازده ماهش يك شب قدر است) .

حضرت فرمود: "عبادت در شب قدر بهتر است از عبادت درهزار ماهى كه در آن شب قدر نباشد."

در شب قدر وقایعی حادث شده است:

الف- نزول قرآن
ظاهر آيه شريفه "انا انزلناه فى ليلة القدر" اين است كه همه قرآن در شب قدر نازل شده است و چون تعبير به انزال كرده كه ظهور در يكپارچگى و دفعى بودن دارد نه تنزيل، كه ظاهر در نزول تدريجى است.

قرآن كريم به دو گونه نازل شده است:
1- نزول يكباره در يك شب معين.
2- نزول تدريجى در طول بيست و سه سال نبوت پيامبر اكرم (ص).

آياتى چون "قرانا فرقناه لتقراه على الناس على مكث ونزلناه تنزيلا."(اسراء / 106) نزول تدريجى قرآن را بيان مى‏كند.

در نزول دفعى (و يكپارچه)، قرآن كريم كه مركب از سوره‏ها و آيات است ‏يك دفعه نازل نشده است ‏بلكه به صورت اجمال همه قرآن نازل شده است چون آياتى كه درباره وقايع شخصى و حوادث جزيى نازل شده ارتباط كامل با زمان و مكان و اشخاص و احوال خاصه‏اى دارد كه درباره آن اشخاص و آن احوال و درآن زمان و مكان نازل شده و معلوم است كه چنين آياتى درست در نمى‏آيد مگر اين كه زمان و مكانش و واقعه‏اى كه درباره‏اش نازل شده رخ دهد به طورى كه اگر از آن زمان‏ها و مكان‏ها و وقايع خاصه صرف نظر شود و فرض شود كه قرآن يك باره نازل شده، قهرا موارد آن آيات حذف مى‏شود و ديگر بر آنها تطبيق نمى‏كنند، پس قرآن به همين هيئت كه هست دوبار نازل نشده بلكه بين دو نزول قرآن فرق است و فرق آن در اجمال و تفصيل است. همان اجمال و تفصيلى كه درآيه شريفه "كتاب احكمت اياته ثم فصلت من لدن حكيم خبير."( هود / 1) به آن اشاره شده است. و در شب قدر قرآن كريم به صورت اجمال و يكپارچه بر پيامبر اكرم (ص) نازل شد و در طول بيست و سه سال به تفصيل و به تدريج و آيه به آيه نازل گرديد.

ب- تقدير امور
خداوند متعال در شب قدر حوادث يك سال آينده را از قبيل مرگ و زندگى، وسعت ‏يا تنگى روزى، سعادت و شقاوت، خير و شر، طاعت و معصيت و... تقدير مى‏كند.

در آيه شريفه "انا انزلناه فى ليلة القدر"( قدر / 1 ) كلمه "قدر" دلالت‏ بر تقدير و اندازه‏گيرى دارد و آيه شريفه "فيها يفرق كل امر حكيم.‏" (دخان / 6 ) كه در وصف شب قدر نازل شده است‏ بر تقدير دلالت مى‏كند. چون كلمه "فرق‏" به معناى جدا سازى و مشخص كردن دو چيز از يكديگر است. و فرق هر امر حكيم جز اين معنا ندارد كه آن امر و آن واقعه‏اى كه بايد رخ دهد را با تقدير و اندازه‏گيرى مشخص سازند. امور به حسب قضاى الهى داراى دو مرحله‏اند، يكى اجمال و ابهام و ديگرى تفصيل. و شب قدر به طورى كه از آيه "فيها يفرق كل امر حكيم.‏" برمى‏آيد شبى است كه امور از مرحله اجمال و ابهام به مرحله فرق و تفصيل بيرون مى‏آيند.

ج- نزول ملائكة و روح
بر اساس آيه شريفه "تنزل الملئكة والروح فيها باذن ربهم من كل امر."( قدر / 4) ملائكه و روح در اين شب به اذن پروردگارشان نازل مى‏شوند. مراد از روح، آن روحى است كه از عالم امر است و خداى متعال درباره‏اش فرموده است "قل الروح من امر ربى‏."( اسراء / 85 ) دراين كه مراد از امر چيست؟ بحث‏هاى مفصلى در تفسير شريف الميزان آمده است كه به جهت اختصار مبحث ‏به دو روايت در مورد نزول ملائكه و اين كه روح چيست ‏بسنده مى‏شود.

1- پيامبر اكرم (ص) فرمود: وقتى شب قدر مى‏شود ملائكه‏اى كه ساكن در "سدرة المنتهى‏" هستند و جبرئيل يكى از ايشان است نازل مى‏شوند در حالى كه جبرئيل به اتفاق سايرين پرچم‏هايى را به همراه دارند.

يك پرچم بالاى قبر من، و يكى بر بالاى بيت المقدس و پرچمى در مسجد الحرام و پرچمى بر طورسينا نصب مى‏كنند و هيچ مؤمن و مؤمنه‏اى دراين نقاط نمى‏ماند مگر آن كه جبرئيل به او سلام مى‏كند، مگر كسى كه دائم الخمر و يا معتاد به خوردن گوشت ‏خوك و يا زعفران ماليدن به بدن خود باشد.

2- از امام صادق عليه السلام در مورد روح سؤال شد. حضرت فرمودند: روح از جبرئيل بزرگتر است و جبرئيل از سنخ ملائكه است و روح ازآن سنخ نيست. مگر نمى‏بينى خداى تعالى فرموده: "تنزل الملئكة والروح‏" پس معلوم مى‏شود روح غير از ملائكه است.

د- سلام و امنيت
قرآن كريم در بيان اين ويژگى شب قدر مى‏فرمايد: "سلام هى حتى مطلع الفجر."(قدر / 5) كلمه سلام و سلامت ‏به معناى عارى بودن از آفات ظاهرى و باطنى است. و جمله "سلام هى‏" اشاره به اين مطلب دارد كه عنايت الهى تعلق گرفته است‏ به اين كه رحمتش شامل همه آن بندگان بشود كه به سوى او روى مى‏آورند و نيز به اين كه در خصوص شب قدر باب عذابش بسته باشد. به اين معنا كه عذابى جديد نفرستد. و لازمه اين معنا اين است كه در اين شب كيد شيطان‏ها هم مؤثر واقع نشود چنانكه در بعضى از روايات نيز به اين معنا اشاره شده است.

البته بعضى از مفسرين گفته‏اند: مراد از كلمه "سلام‏" اين است كه در شب قدر ملائكه از هر مؤمن مشغول به عبادت بگذرند، سلام مى‏دهند.

پى‏نوشت‏ها:
1- مجمع البيان، ج 10، ص‏519 .
2- تفسير الدرالمنثور، ج‏6 .
3- تفسير البرهان، ج‏4، ص‏488، ح‏26 .
4- فروع كافى، ج‏4، ص‏157، ح‏4 .
5- مجمع البيان، ج‏10، ص‏520 .

http://www.shabestan.ir/articledetail.asp?spcode=86070914194683




برچسب ها : لیله القدر


نوشته شده در 1388/6/8 توسط سعید معزالدین | نظر دهيد

روزه و رمضان در آئينه شعر فارسى

مبارک باد آمد ماه روزه

رهت‏ خوش باد، ای همراه روزه

شدم بر بام تا مه را ببینم

که بودم من به جان دلخواه روزه

نظر کردم کلاه از سر بیفتاد

سرم را مست کرد آن شاه روزه

مسلمانان، سرم مست است از آن روز

زهی اقبال و بخت و جاه روزه

بجز این ماه، ماهی هست پنهان

نهان چون ترک در خرگاه روزه

بدان مه ره برد آن کس که آید

درین مه خوش به خرمنگان روزه

رخ چون اطلسش گر زرد گردد

بپوشد خلعت از دیباه روزه

دعاها اندرین مه مستجاب است

فلکها را بدرد آه روزه

چو یوسف ملک مصر عشق گیرد

کسی کو صبر کرد در چاه روزه

سحوری کم زن ای نطق و خمش آن

ز روزه خود شوند آگاه روزه

(كليات شمس، جزء و پنجم، ص 137)


رمضان، ماه روزه و ماه نهم از ماههاى قمرى بين شعبان و شوال است، رمضان در لغت‏به معناى تابش گرما و شدت تابش خورشيد است. بعضى گويند رمضان به معنى سنگ گرم است كه از سنگ گرم، پاى روندگان مى‏سوزد و شايد ماخوذ از «رمض‏» باشد كه به معنى سوختن است چون ماه صيام گناهان را مى‏سوزاند به اين خاطر، بدين اسم موسوم شده است زيرا ماه رمضان موجب سوختگى و تكليف نفس است. اما صوم و روزه كه در اين ماه تكليف شرعى مسلمانان است عبارت است از احتراز از خوردن و آشاميدن و مفطرات ديگر از طلوع صبح تا غروب.
در قرآن مجيد يك بار «رمضان‏» و چهارده بار صوم و صيام و صائمين و صائمات ... آمده است.
شهر رمضان الذى انزل فيه القرآن ... ماه رمضان است كه در آن فرو فرستاده شد قرآن ... دستور روزه در آيه 179 سوره بقره طرح شده است: يا ايها الذين آمنوا كتب عليكم الصيام كما كتب على الذين من قبلكم لعلكم تتقون.
از همان آغاز كه رودكى پدر شعر فارسى، بلند بناى كاخ ادب را برافراشت، مفردات روزه، رمضان، صوم و صيام در آيينه شعر فارسى انعكاس يافتند. اين انعكاس در تمامى انواع شعر مدحى، اخلاقى، تعليمى، غنايى و رثا ديده مى‏شود. در شعر شاعران دوره اول، كاربردها سطحى است و از اعلام ماه رمضان يا عيد رمضان و مبارك باد گفتن آن فراتر نمى‏رود:
روزه به پايان رسيد و آمد نو عيد هر روز بر آسمانت‏باد امروزا
(رودكى)
همان بر دل هر كسى بوده دوست نماز شب و روزه آيين اوست
(فردوسى 203/3)
بر آمدن عيد و برون رفتن روزه ساقى بدهم باده بر باغ و به سبزه
(منوچهرى به نقل از دهخدا)
عيد قربان بر او مبارك باد هم بر آنسان كه بود عيد صيام
(فرخى به نقل از دهخدا)
جاهش زد هر چون مه عيد از صف نجوم ذاتش زخلقت چون شب قدر از مه صيام گر در مه صيام شود خوانده اين مديح بر تو به خير باد مديح و مه صيام
(به نقل از دهخدا)
خجسته باد و مبارك قدوم ماه صيام بر اولياء و احباى شهريار نام
(نزارى به نقل از دهخدا)
نزد خداوند عرش بادا مقبول طاعت‏خير تو و صيام و قيامت
(مسعود سعد به نقل از دهخدا)
روزه دار و به ديگران بخوران نه مخور روز و شب شكم بدران
(به نقل از دهخدا)
ديدگاه ناصر خسرو شاعر تعليمى و دينى مذهبى اسماعيليه از شاعران پيشين فراتر مى‏رود وى اگر چه پرسشى را كه از مستنصر بالله درباره روزه و ديگر احكام شريعت مى‏كند بى‏جواب مى‏گذارد:
و آنگاه بپرسيدم از اركان شريعت كاين پنج نماز از چه سبب گشت مقرر؟ و ز روزه كه فرمودش ماه نهم از سال و زحال زكات درم و زر مدور ...
(ناصر خسرو ص 512)
اما مخاطب خود را به تامل درباره اين حكم عبادى فرا خوانده مى‏گويد:
چون روزه ندانى كه چه چيزى است چه سود است بيهوده همه روز تو را بودن ناهار
(ناصر خسرو ص 165)
همه پارسايى نه روزه است و زهد نه اندر فزونى نماز و دعاست
(ناصر خسرو به نقل از دهخدا)
از نماز و روزه تو هيچ نگشايد تو را خواه كن خواهى مكن، من با تو گفتم راستى
(ناصر خسرو به نقل از دهخدا)
تا نپذيرد ز توى زى خداى نيست پذيرفته صلاة و صيام
(ناصر خسرو به نقل از دهخدا)
سوى بهشت عدن يكى نردبان كنم يك پايه از صلات و دگر پايه از صيام
(ناصر خسرو ص 58)
خاقانى شاعر تعليمى علاوه بر آن كه در شعر خود از مفردات صوم و صيام سود جسته است و صيام را از بهترين سكنات نفس دانسته است:
از جسم بهترين حركاتى صلاة دان وز نفس بهترين سكناتى صيام دان
(خاقانى)
به خاطر آشنايى با عقايد ترسايى و دين مسيحيت از «روزه مريم‏» «صوم العذرا» ياد مى‏كند. روزه مريم يا صوم مريم كه در آيه 27 سوره مريم آمده است: «فقولى انى نذرت للرحمن صوما فلن اكلم اليوم انسيا: پس بگو بدرستى كه من نذر كردم براى خداى بخشنده روزه، پس سخن نمى‏كنم امروز آدمى را.
آن است كه بعد از ولادت عيسى(ع) مريم نذر كرد كه روزه بدارد و يك روز تمام با كسى سخن نگفت: چون قوم از وى سخنها پرسيدن گرفتند فقط اشاره به كودك كرد كه در گهواره بود و عيسى(ع) گفت: انى عبد الله اتانى الكتاب و جعلنى نبيا: گفت: به درستى كه منم بنده خدا، مرا كتاب داده و پيغمبر گردانيده است.
نسطوريه، روزه مريم را هنوز به نام صوم مارت مريم نگاه مى‏دارند و آن در دوشنبه بعد از عيد بسبار نسطورى آغاز مى‏شود و در روز عيد ميلاد تمام مى‏شود:
چه بود آن نفخ روح و غسل و روزه كه مريم عور بود و روح تنها چه بود آن نطق عيسى وقت ميلاد چه بود آن صوم مريم گاه اصغا
(خاقانى ص 27)
در توحيد و معراج حضرت ختمى مرتبت گويد:
دل گرسنه در آمد بر خوان كائنات چون شبهتى بديد برون رفت ناشتا مريم گشاده روزه و عيسى ببسته نطق كو در سخن گشاده سر سفره سخا...
(خاقانى ص 5)
و در واقعه حبس و عزلت‏خود گويد:
روزه كردم نذر چون مريم كه هم مريم صفاست خاطر روح القدس پيوند عيسى زاى من نيست‏بر من روزه در بيمارى دل زان مرا روزه باطل مى‏كند اشك دهن آلاى من اشك چشم در دهان افتد گه افتد افطار از آنك جز كه آب گرم چيزى نگذرد بر ناى من
(خاقانى صص 31، 322)
نظامى گنجوى نيز در مثنوى خسرو و شيرين در بيان مرگ مريم، روزه مريم را ياد مى‏كند:
چون مريم، روزه مريم نگه داشت دهان در بست از آن شكر كه شه داشت
(خسرو و شيرين ص 288)
مولانا در كليات شمس، روزه مريم را براى نفس شكمخوار توصيه مى‏كند:
باز رهان خلق را از سر و از سر كشى اى كه درون دلى چند ز دل، دركشى... نفس شكمخوار را روزه مريم دهى تا سوى بهرام عشق مركب لاغر كشى
(كليات شمس جزو ششم ص 241)
و در موردى ديگر گويد:
روزه مريم مرا، خوان مسيحيت نوا تركنم از فرات تو، امشب خشك نانه
(كليات شمس جزو پنجم ص 222)
صوم العذارا نيز تركيبى است كه يك بار در ديوان خاقانى ديده مى‏شود، بنا به ترجمه و شرح مينورسكى در قصيده مسيحيت، صوم العذارا را شروع آن روز دوشنبه بعد از عيد تجلى است و سه روز طول مى‏كشد و عباديان و مسيحيان عرب آن را به ياد دوشيزگان نصارى مى‏گيرند كه روزه، آنها را از اسارت پادشاه حيره المنذر رهايى بخشيد منذر از امسا چهار صد دختر برد و به عنوان قربانى به عزه از اصنام جاهلى تقديم كرد. در شرح شيخ آذرى صوم العذارا به معنى روزه دختران بكر آمده كه به متابعت مريم در هيكل نشينند تا روز وفات.
به خمسين و به دنح و ليلة الفظر به عيد الهيكل و صوم العذارا
(خاقانى ص 28)
خاقانى از مضمون روزه گرفتن و افطار كردن، در شعر غنايى، مدحى و رثايى نيز سود جسته است، در شعر غنايى مى‏گويد:
عشق آتشى است كاتش دوزخ غذاى اوست پس عشق روزه‏دار و تو در دوزخ هوا
(خاقانى ص 205)
و در شعر مدحى مى‏گويد:
تا به رويش گرفته‏ام روزه جز به يادش نكرده‏ام افطار
(خاقانى ص 205)
و در شعر رثايى، روزه گرفتن را به معنى ترك و قطع علاقه به كار برده است آنجا كه از زبان امير رشيد الدين فرزند در گذشته‏اش مى‏گويد:
من كنون روزه جاويد گرفتم زجهان گر شما در هوس عيد بقاييد همه
(خاقانى ص 409)
و باز در مرثيه او مى‏گويد:
ز اين دونان فلك از خوانچه دونان بينند تا نبينم كه دهان از پى خور بگشاييد. از طرب روزه بگيريد و به خون ريز سرشك نه به خوان ريزه اين خوان چه زر بگشاييد
(خاقانى ص 158)
در آثار سعدى شاعر معرفت و اخلاق نيز توجه به روزه و شرايط آن ديده مى‏شود. در يك مورد شاعر، توجه كامل به خدا را مطرح كرده و روزه و عبادتى را كه ريا و سمعه‏اى در آن طرح شود مطرود مى‏داند:
شنيدم كه نابالغى روزه داشت به صد محنت آورد روزى به چاشت... پدر ديده بوسيد و مادر سرش فشاندند بادام و زر بر سرش چو بر وى گذر كرد يك نيمه روز فتاد اندرو ز آتش معده سوز به دل گفت اگر لقمه چندى خورم چه داند پدر غيب يا مادرم چون روى پسر در پدرم بود و قوم نهان خورد و پيدا به سر برد صوم كه داند چون در بند حق نيستى اگر بى وضو در نماز ايستى
(بوستان ص 273)
و در موردى ديگر تهمت و غيبت را از مبطلات روزه دانسته، مى‏گويد:
به طفلى درم رغبت روزه خاست ندانستى چپ كدام است و راست يكى عابد از پارسايان كوى همى شستن آموختم دست و روى كه بسم الله اول به سنت‏بگوى دوم نيت آور سوم كف بشوى پس آنگه دهن شوى و بينى سه بار مناخر به انگشت كوچك بخار به سبابه دندان پيشين بمال كه نهى است در روزه بعد از زوال وزان پس سه مشبت آب بر روى زن ز رستنگه موى سر تا ذقن در دستها تا به مرفق بشوى ز تسبيح و ذكر آنچه دانى بگوى دگر مسح سر بعد از آن غسل پاى همين است و ختمش به نام خدا كس از من نداند در اين شيوه به نبينى كه فرتوت شد پير ده شنيد اين سخن دهخداى قديم بشوريد و گفت اى خبيث رجيم نه مسواك در روزه گفتى خطاست بنى آدم مرده خوردن رواست دهن گوز ناگفتنى‏ها نخست بشوى، آنكه از خور دنيا بهشت
(بوستان ص 292)
و در جاى ديگر مى‏گويد:
به سرهنگ سلطان چنين گفت زن كه خيز اى مبارك در رزق زن برو تاز خوانت نصيبى دهند كه فرزند كانت نظر بررهند بگفتا بود مطبخ امروز سرد كه سلطان به شب نيت روزه كرد زن از نااميدى سرانداخت پيش همى گفت‏با خود دل از فاقه ريش كه سلطان از اين روزه گويى چه خواست كه افطار و عيد طفلان ماست خورنده كه خيرش بر آيد زدست به از صائم الدهر دنيا پرست مسلم كسى را بود روزه داشت كه درمانده‏اى را دهد نان چاشت و گرنه چه لازم كه سعيى برى ز خود باز گيرى و هم خورى
(بوستان ص 204)
و در قصيده‏اى از توديع ماه رمضان، بار بر دل دارد و مى‏گويد:
برگ تحويل مى‏كند رمضان بار توديع بر دل اخوان يار ناديده سير زود برفت دير ننشست نازنين مهمان غادرالحب صحبة الاحباب فارق الخل عشرة الخلان ماه فرخنده روى بر پيچيد و عليك السلام يا رمضان الوداع اى زمان طاعت و خير مجلس ذكر و محفل قرآن مهر فرمان ايزدى بر لب نفس در بند و ديو در زندان تا دگر روز، با حبان آيد بس بگردد به گونه گونه جهان بلبلى زار زار مى‏ناليد بر فراق بهار وقت‏خزان گفتم اندوه مبركه باز آيد روزه نو روز و لاله و ريحان گفت ترسيم بقا وفا نكند ور نه هر سال گل دهد بستان روزه بسيار و عيد خواهد بود تيرماه و بهار و تابستان تا كه در منزل حيات بود سال ديگر كه در غريبستان...
(قصايد سعدى 722)
در شعر غنايى نيز سعدى از مضمون روزه و ماه نو بى بهره نبوده و هلال ابروى دوست را هلال عيد خود يافته است:
هر كه را خاطر به روى دوست رغبت مى‏كند بس پريشانى ببايد بردنش چون موى دوست ديگران را عيد اگر فرداست ما را از اين دهست روزه داران ماه نو ببينند و ما ابروى دوست
(غزليات سعدى ص 388)
اما بهترين مضامين و عميق‏ترين مفاهيم در كليات شمس به چشم مى‏خورد.
شاعر شوريده مكتب عرفان با شريعت پيوند ناگسستنى دارد از اين رو با حلول ماه رمضان ماه معراج آدمى، ماه پرورش عيسى روح، ماه بريدن از نان و رسيدن به جانان به وجد درمى‏آيد:
ماه رمضان آمد اى يار قمر سيما بر بند سر سفره بگشاى ره بالا اى ياوه هر جايى، وقتست كه باز آيى بنگر سوى حلوايى تا كى طلبى حلوا... مرغت ز خور و هيضه، مانده‏ست درين بيضه بيرون شو از اين بيضه تا باز شود پرها بر ياد لب دلبر خشكست لب مهتر خوش با شكم خالى مى‏نالد چون سرنا خالى شو و خالى به لب بر لب نايى نه چون نى زدمش پر شو و آنگاه شكر مى‏خا... گر تو به زيان كردى آخر چه زيان كردى كو سفره نان افزا كو دلبر جان افزا از درد به صاف آييم و زصاف به قاف آييم كز قاف صيام اى جان، عصفور شود عنقا صفراى صيام ار چه، سوداى سفر افزايد ليكن ز چنين سودا يابند يد بيضا هر سال نه جوها را مى‏پاك كند از گل تا آب روان گردد تا كشت‏شود خضرا بر جوى كنان تو هم، ايثار كن اين نان را تا آب حيات آيد تا زنده شود اجزا... بستيم در دوزخ يعنى طمع خوردن بگشاى در جنت‏يعنى كه دل روشن بس خدمت‏خر كردى بس كاه و جوش بردى در خدمت عيسى هم بايد مددى كردن تا سفره و نان بينى كى جان و جهان بينى رو جان و جهان را جو، اى جان و جهان من اينها همه رفت اى جان بنگر سوى محتاجان بى برگ شديم آخر چون گل ز دى و بهمن سيريم ازين خرمن، زين گندم وزين ارزن بى سنبله و ميزان، اى ماه تو كن خرمن ...
(كليات شمس جزء هفتم صص 92، 91)
در غزلى ديگر ماه رمضان را موجب قلب ضلالت و رسيدن به لشكر ايمان، ماه حيات جان، ماه صبر، ماه نزول قرآن، عروج روح و ماه دريده شدن پرده‏هاى ظلمت و پيوستن به ملائكه و مقربين مى‏خواند:
آمد شهر صيام، سنجق سلطان رسيد دست‏بدار از طعام مايده جان رسيد جان ز قطعيت‏برست، دست طبيعت‏ببست قلب ضلالت‏شكست لشكر ايمان رسيد لشكر «والعاديات‏» (1) دست‏به يغما نهاد ز آتش «و الموريات‏» (2) نفس به افغان رسيد البقره راست‏بود موسى عمران نمود مرده از و زنده شد چونك به قربان رسيد روزه چون قربان ماست زندگى جان ماست تن همه قربان كنيم جان چون به مهمان رسيد صبر چو ابريست‏خوش، حكمت‏بارد ازو زانك چنين ماه صبر بود كه قرآن رسيد(3) نفس چون محتاج شد روح به معراج شد چون در زندان شكست جان بر جانان رسيد پرده ظلمت دريد، دل به فلك بر پريد چون ز ملك بود دل باز بديشان رسيد زود از اين چاه تن دست‏بزن در رسن برسر چاه آب گو: يوسف كنعان رسيد عيسى چو از خر برست گشت دعايش قبول دست‏بشو كز فلك، مايده و خوان رسيد دست و دهان را بشو، نه بخور و نى بگو آن سخن و لقمه جو، كان به خموشان رسيد
(كليات شمس جزو دوم ص 198)
مولانا روزه را مادرى مى‏داند كه كريمانه به سوى اطفال خويش آمده است پس نبايد دامان چنين مادرى را آسان از دست فرو هشت:
سوى اطفال بيامد به كرم مادر روزه مهل اى طفل به سستى طرف چادر روزه بنگر روى ظريفش بخور آن شير لطيفش به همان كوى وطن كن، بنشين بر در روزه بنگر دست رضا را كه بهاريست‏خدا را بنگر جنت جان را شده پر عبهر روزه هله‏اى غنچه نازان، چه ضعيفى و چه يازان چون رسن باز بهارى بجه از خيبر روزه تو گلا غرقه خونى چيى دلخوش و خندان مگر اسحاق خليلى خوشى از خنجر روزه ز چيى عاشق نانى، بنگر تازه جهانى بستان گندم جانى هله از بيدر روزه
(كليات شمس، جزو پنجم)
در اين ماه كه مهمان خدا هستيم، درهاى دوزخ بسته و درهاى بهشت‏به رويمان باز خواهد شد:
دلا در روزه مهمان خدايى طعام آسمانى را سرايى درين مه چون در دوزخ ببندى هزاران در ز جنت‏برگشايى... (4)
(كليات شمس جزو ششم صص 35 و 361)
در غزلى شيوا با رديف «صيام‏» به تاثير روزه در دل و جان مى‏پردازد كه آن از زبان خود مولانا خوشتر است:
مى‏بسازد جان و دل را بس عجايب كان صيام گر تو خواهى تا عجب گردى، عجايب دان صيام گر تو را سوداى معراجست‏بر چرخ حيات دانك اسب تازى تو هست در ميدان صيام هيچ طاعت در حبان آن روشنى ندهد تو را چونك بهر ديده دل كورى ابدان صيام چونك هست اين صوم نقصان حيات هر ستور خاص شد بهر كمال معنى انسان صيام چون حيات عاشقان از مطبخ تن تيره بود پس مهيا كرد بهر مطبخ ايشان صيام چيست آن اندر جهان مهلكتر و خونريزتر بر دل و بر جان و جا خون خواره شيطان صيام خدمت‏خاص نهانى تيز نفع و زود سود چيست پيش حضرت درگاه اين سلطان؟ صيام ماهى بيچاره را آب آنچنان تازه نكرد آنچ كرد اندر دل و جانهاى مشتاقان صيام در تن مرد مجاهد در ره مقصود دل هست‏بهتر از حيوة صد هزاران جان صيام گرچه ايمان هست مبنى بر بناى پنج ركن ليك و الله هست از آنها اعظم الاركان صيام ليك در هر پنج پنهان كرده قدر صوم را چون شب قدر مبارك هست‏خود پنهان صيام سنگ بى قيمت كه صد خروار ازو كس ننگرد لعل گرداند چو خورشيد درون كان صيام شير چون باشى كه تو از روبهى لرزان شوى چيره گرداند تو را بر بيشه شيران صيام بس شكم خارى كند آنكو شكم خوارى كندنيست اندر طالع جمع شكم خواران صيام خاتم ملك سليمانست‏يا تاجى كه بخت مى‏نهد بر تارك سرماى مختاران صيام خنده صايم به است از حال مفطر در سجود زانك مى‏بنشاندت بر خوان الرحمن صيام در خورش آن بام تون، از تو به آلايش بود همچون حمامت‏بشويد از همه خذلان صيام شهوت خوردن ستاره نحس دان تاريك دل نور گرداند چو ماهت در همه كيوان صيام هيچ حيوانى تو ديدى روشن و پر نور علم تن چون حيوانست مگذار از پى حيوان صيام شهوت تن را تو همچون نيشكر در هم شكن تا درون جان ببينى شكر ارزان صيام قطره تو، سوى بحر كى توانى آمدن؟! سوى بحرت آورد چون سيل و چون باران صيام پاى خود را از شرف مانند سر گردان به صوم زانك هست آرامگاه مرد سر گردان صيام خويشتن را بر زمين زن درگه غوغاى نفس دست و پايى زن كه بفروشم چنين ارزان صيام گرچه نفست رستمى باشد مسلط بر دلت لزر بر وى افكند چون بر گل لرزان صيام ظلمتى كز اندرونش آب حيوان مى‏زهد هست آن ظلمت‏به نزد عقل هشياران صيام گر تو خواهى نور قرآن در درون جان خويشتن هست‏سر نور پاك جمله قرآن صيام بر سر خوانهاى روحانى كه پاكان شسته‏اند مر تو را همكاسه گرداند بدان پاكان صيام روزه چون روزت كند روشن دل و صافى روان روز عيد وصل شد را ساخته قربان صيام در صيام ار پا نهى شادى كنان نه با گشاد چون حرامت و نشايد پيش غنا كان صيام زود باشد كز گريبان بقا سر برزند هر كه در سر افكند ماننده دامان صيام
(كليات شمس جزو سوم صص 291 تا 293)
مولانا در رباعيات خود نيز به روزه و تاثير آن توجه داشته است كه در ذيل به چند نمونه آن اشاره مى‏شود:
اين روزه چو به‏غربيل ببيزد جان را پيدا آرد قراضه پنهان را جامى كه كند تيره مه تابان را بى پرده شود نور دهد كيوان را
(كليات شمس جزو هشتم شماره 29)
روز محك محتشم و دون آمد زنهار مگو «چون‏» كه ز هجوم آمد روزيست كه از وراى گردون آمد زان روز بهى كه روزن افزون آمد
(كليات شمس جزو هشتم شماره 633)
بيزارم از آن لعل كه پيروزه بود بييزام از آن عشق كه سه روزه بود بيزارم از آن ملك كه در يوزه بود بيزارم از آن عيد كه در روزه بود
(كليات شمس جزو هشتم شماره 779)
هين نوبت صبر آمد و ماه روزه روزى دو مگو ز كاسه و از كوزه بر خوان فلك گرد پى در يوزه تا پنبه جان باز رهد از غوزه
(كليات شمس جزو هشتم شماره 622)
عارف شيدا و عاشق گاهى از مضمون روزه در شعر تغزلى نيز بهره مى‏جويد و اين كاربرد هم در غزليات و هم در رباعيات او ديده مى‏شود:
مه روزه اندر آب آمد، اى بت‏شكر لب بنشين نظاره مى‏كن، ز خورش كناره مى‏كن دو هزار خشك لب بين به كنار حوض كوثر اگر آتش است روزه تو زلال بين نه كوزه ترى دماغت آرد چو شراب همچون آذر جو عجوزه گشت گريان شه روزه گشت‏خندان دل نور گشت ضربه، تن موم گشت لاغر رخ عاشقان مزعفر، رخ جان و عقل احمر منگر برون شيشه، بنگر درون ساغر همه مست و خوش شكفته، رمضان زياد رفته به وثاق ساقى خود بزديم حلقه بر در چون بديد مست ما را، بگزيد دستها را سر خود چنين چنين كرد و تبافت روز معشر ز ميانه گفت مستى، خوش و شوخ و مى پرستى كه: كسى گويد اينك «روزه شكند ز قند و شكر؟» شكر از لبان عيسى كه بود حيات موتى كه ز ذوق باز ماند دهن نكير و منكر تو اگر خراب و مستى به من آ كه از منستى و اگر خمار يارى سخنى شنو مخمر چه خوشى! چه خوش سنادى! به كدام روز زادى؟ به كدام دست كردت قلم قضا مصور تن تو حجاب عزت، پس او هزار جنت شكران و ماه رويان همه همچو مه مطهر هله، مطرب شكر لب، برسان صدا به كوكب كه ز صيد باز آمد شه ما خوش و مظفر ز تو هر صباح عيدى، ز تو هر شبست قدرى نه چو قدر عاميانه كه شبى بود مقدر تو بگو سخن كه جانى، قصصات آسمانى كه كلام تست صافى و حديث من مكدر
(كليات شمس جزو سوم ص 2 و 3)
و يا در يك رباعى گويد:
روى تو نماز آمد و چشمت روزه وين هر دو كنند از لبت دريوزه جرمى كردم مگر كه من مست‏بدم آب تو بخوردم و شكستم كوزه
(كليات شمس جزو هشتم شماره 162)
لطف سخن مولوى در آن است كه در استفاده از مضامين شرعى و احكام عبادى حرمت آنها را داشته در كاربرد آنها چون بعضى از شاعران به ترك ادب شرعى كشيده نمى‏شود و علت آن است كه معشوق مولوى، معشوق حقيقى و ازلى است در حالى كه كاربرد احكام شرعى در خدمت عشق مجازى است كه شاعر را به ترك رمت‏شرعى مى‏كشاند، در ذيل به يك نمونه از اين موارد اشاره مى‏شود:
روزه دارم من و افطارم از آن لعل لب است آرى افطار رطب در رمضان مستحب است روز ماه رمضان زلف ميفشان كه فقيه بخورد روزه خود را به گمانش كه شب است.
(شاعر عباس صبوحى ص 59)
ديوان شاعر رند مذهب ادب فارسى نيز از بركت ماه رمضان بى بهره نبوده است.
حافظ در ديوان خود 5 بار واژه «روزه‏» 3 بار «رمضان‏» ،2 بار «صيام‏» و يك بار «روزه دار» را به كار برده است كاربرد اين مضمون تقريبا در تمامى غزلها يكسان است و شاعر در بيشتر آنها به آمدن ماه رمضان و بر چيدن جام مى يا ديده شدن هلال عيد و در دادن جام و قدح اشاره كرده است. يكى از معانى روزه كه در رساله اصطلاحات فخر الدين ابراهيم عراقى نيز آمده است اين است كه روزه در اصطلاح، قطع التفات را گويند. انصارى گويد:
«روزه جوانمردان طريقت‏به زبان اهل معرفت‏بشنو و ثمره سر انجام آن بدان، چنانكه تو تن را به روزه دارى، و از طعام و شراب باز دارى، ايشان دل را به روزه دارند و از جمله مخلوقات باز دارند تو از بامداد تا شبانگاه روزه دارى، ايشان از اول عمر تا به آخر روزه دارند، و روزه و عيد خواجه حافظ نيز جز ازين مقوله نمى‏تواند باشد، در ذيل به شواهدى از ديوان حافظ اشاره مى‏شود:
روزه يك سو شد و عيد آمد و دلها برخاست مى زخمخانه به جوش آمد و مى‏بايد خواست توبه زهد فروشان گران جان بگذشت وقت رند و طرب كردن رندان پيداست
(حافظ ص 16)
بيا كه ترك فلان خوان روزه غارت كرد هلال عيد به دور قدح اشارت كرد ثواب روزه و حج قبول آن كس برد كه خاك ميكده عشق را زيارت كرد...
(حافظ ص 89)
ساقى بيار باده كه ماه صيام رفت در ده قدح كه موسم ناموس و نام رفت وقت عزيز رفت‏بيا تا قضا كنيم عمرى كه بى حضور صراحى و جام رفت در تاب توبه چند توان سوخت همچون عود مى‏ده كه عمر در سر سوداى خام رفت
(حافظ ص 58)
باز اى و دل تنگ مرا مونس جان باش وي


برچسب ها :


نوشته شده در 1388/6/8 توسط سعید معزالدین | نظر دهيد

شناخت ماه خدا

نخستين كارى كه بايد در ارتباط با ((ماه مبارك)) انجام گيرد, بدست آوردن نگاه صحيح نسبت به آن مى باشد, نگاهى برگرفته از آنچه كه كتاب خدا و پيشوايان راستين الهى به انسان ارايه كرده اند. بدين ترتيب انسان مومن, در آغاز و پيش از انجام هرگونه رفتار و برخورد با اين ماه, در تب و تاب به دست آوردن آگاهى از ((چيستى ماه رمضان)) و كسب معرفت لازم درباره مقام, موقعيت و جايگاه آن است.

آن گونه كه امام زين العابدين (ع) اين آگاهى و معرفت را ملتمسانه از پروردگارش طلب مى كند:

((اللهم صل على محمد وآل محمد والهمنا معرفه فضله واجلال حرمته...))6خدايا بر محمد و آل او درود فرست و شناخت فضيلت ماه رمضان و بزرگداشت حرمتش را به ما الهام فرما.

شناخت ماه رمضان تعيين كننده نحوه برخورد با آن پى بردن به ماهيت و موقعيت ماه مبارك رمضان و آگاهى از چيستى آن, ضمن آنكه خود نعمتى بزرگ و موهبتى سترگ است, راه گشاى كيفيت برخورد و چگونگى رفتار با آن نيز مى باشد. در پرتو شناسايى موقعيت و شناخت جايگاه ماه خدا است كه انسان مومن هنگام حلول و تشريف فرمايى آن, مى تواند استقبال شايسته از آن به عمل آورد. در حقيقت با اين شناسايى و شناخت, راه چگونگى برخورد با اين ماه و نوع رفتار با آن هموار مى گردد. در اين باره اين گزارش ((انس بن مالك)) شنيدنى است: ((لما حضر شهر رمضان قال النبى (ص): سبحان الله, ماذا تستقبلون وماذا يستقبلكم قالها ثلاث مرات.))7 هنگامى كه ماه رمضان فرا مى رسيد پيامبر (ص) مى فرمود: منزه است خدا, بنگريد كه به استقبال چه مى رويد و چه به شما روى مىآورد و اين جمله را سه بار تكرار فرمود.

در سايه ى اين شناخت و شناسايى است كه نقش بى بديل, تاثير شگرف و آثار و فوايد ارجمند آن, هويدا مى گردد و تلاش و تقلا ى انسان مومن براى شرف يابى به محضر آن, رعايت وظايف و آداب, بهره مندى از بركات و كوشش براى نگهدارى و از دست نرفتن لحظات و ساعت آن را برمى انگيزد. چنانچه در روايت ((ابى مسعود انصارى)) از پيامبر اكرم (ص) مى خوانيم: ((لو يعلم العبد ما فى رمضان لود ان يكون رمضان السنه))8 اگر بنده, از آنچه كه در ماه رمضان قرار داده شده آگاهى داشت, با تمام وجود دوست مى داشت كه همه ى سال, ماه رمضان باشد.

شناخت و درك ماه رمضان موجب شكر پروردگار

برخوردارى از درك درست از ماه مبارك رمضان, زمينه و موجبات به دست آوردن مواهب و بركات الهى و هدايا و عطاياى ربانى در اين ماه را فراهم مى نمايد.

نعمتى بسيار بزرگ و موهبتى بسيار عظيم است كه بى ترديد هر كس با بهره مندى از آن نيكبختى خود را رقم زده, قله سعادت و ظفرمندى را فتح كرده و مدال پر افتخار رستگارى را نصيب خود مى كند. نعمتى كه از شدت گرانقدرى و ارجمندى نمى توان براى آن قيمت و بهايى تعيين كرد. از اين رو سزاوار است, كسى كه از اين نعمت بزرگ بهره مند گرديد خداوند را شكر فراوان و سپاس بسيار گويد; ((لو علمتم ما لكم فى شهر رمضان لزدتم الله تعالى ذكره شكرا))9 اگر آنچه را كه در ماه رمضان براى شما قرار داد شده مى دانستيد فراوان شكر خدا مى گذاشتيد.

گفت پيغمبر كه نفحت هاى حق اندر اين ايام مىآرد سبق گوش و هش داريد اين اوقات رادر رباييد اين چنين نفحات را پيامبر فرمود, بوهاى خوش الهى, عنايت و رحمت ها و دم مبارك خداوندى در اين ايام بيشتر است و پى درپى مىآيد. يعنى در تمام اوقات و در همه ساعات نفحات الهى درمى رسد و بر ديگر نفحات سبقت مى گيرد. اى كسانى كه نفحات الهى را طالب هستيد اين اوقات را كه نفحه حق به شما مى رسد با گوش هوش, غنيمت شمريد و اين ساعات لطيف و شريف را دريابيد.

شناسايى و شناساندن ماه رمضان

به مدد و توفيق الهى اين نوشتار بر آن است كه به منظور ارايه نگاه صحيح درباره ((چيستى ماه رمضان)), به بررسى و بيان ويژگيها, اوصاف و اسامى آن در آيات, روايات و ادعيه بپردازد. هرچند با توجه به فراوانى اين اوصاف وويژگى ها همه آن ها در اين مقاله نمى گنجد و ناگزير به بيان چند ويژگى اكتفا مى شود.

ماه مبارك

يكى از اوصاف ماه رمضان كه در برخى از روايات و ادعيه بدان تصريح شده است, صفت ((مبارك)) است, اينك تعدادى از آنها را با هم مرور مى كنيم:

قال رسول الله (ص): ((قد جائكم شهر رمضان, شهر مبارك, شهر فرض الله عليكم صيامه...))10 رسول خدا (ص) فرمود: ماه رمضان به سوى شما آمد, ماه مبارك, ماهى كه خداوند روزه اش را بر شما واجب كرده است...

عن الامام على (ع) قال: ان رسول الله (ص) خطبنا ذات يوم فقال: ((ايها الناس انه قد اقبل اليكم شهر الله بالبركه والرحمه والمغفره...))11 از امام على (ع) روايت شده كه فرمود: روزى رسول خدا (ص) چنين فرمود: مردم, ماه خدا همراه با بركت و رحمت و مغفرت به شما روى آورده است...))

عن سلمان الفارسى قال: خطبنا رسول الله (ص) فى آخر يوم شعبان فقال: ((قد اظلكم شهر رمضان شهر مبارك, شهر فيه ليله القدر خير من الف شهر...))12 در گزارشى از سلمان فارسى آمده است: رسول خدا (ص) در آخرين روز ماه شعبان براى ما سخنرانى كرد و چنين فرمود:

ماه رمضان, ماهى مبارك, ماهى كه در آن ماه, شب قدر كه از هزار شب برتر است, سايه خود را بر شما گسترده است...

عن رسول الله (ص) انه كان يدعو اول ليله من شهر رمضان: ((الحمد الله الذى اكرمنا به ايها الشهر المبارك...))13 از رسول خدا (ص) روايت شده كه آن حضرت هميشه در شب اول ماه رمضان اين گونه دعا مى خواند: حمد و سپاس خدايى را كه ما را به تو اى ماه مبارك كرامت بخشيد...

عن الصادق (ع) انه كان يقول فى آخر ليله من شعبان واول ليله من شهر رمضان: ((اللهم ان هذا الشهر المبارك الذى انزلت فيه القرآن وجعلته هدى للناس وبينات من الهدى والفرقان قد حضر...))14 از امام صادق (ع) روايت شده كه آن حضرت در آخرين شب ماه شعبان و در نخستين شب ماه رمضان اين دعا را مى خواند: بارالها! اين ماه مبارك را كه در آن قرآن, براى راهنمايى مردم, نشانه هدايت و جداكننده حق و باطل فرو فرستاده شد, فرا رسيد...

فراوانى اطلاق عنوان ((مبارك)) بر ماه رمضان در متون دينى موجب شده است كه اين عنوان جزو مشهورترين اوصاف و عناوين اين ماه شناخته گردد.

معنى بركت و مبارك

علماى لغت واژه ((بركت)) را به فزونى و رشد15 همراه با ثبات و دوام معنى كرده اند.

در كتاب لسان العرب به نقل از ابن عباس آمده است: ((معنى بركت فراوانى در هرچيز خير است)).16 راغب اصفهانى نيز آن را به معناى ثبوت و استقرار خير الهى در چيزى مى داند, چنانچه بركه ((چيزى شبيه حوض)) به جايى كه آب در آن مجتمع و مستقر مى گردد, گفته مى شود.17

اما مبارك, به آنچه كه در آن خير فراوان وجود دارد و از او بروز و صدور مى يابد اطلاق مى گردد. زجاج مى گويد: ((مبارك آن چيزى است كه از آن خير فراوان برآيد))18 راغب نيز مى نويسد:)) به آنچه كه خير و فايده الهى در آن ثبوت و استقرار داشته باشد مبارك گفته مى شود)).19

كاربرد واژه بركت و مبارك در قرآن

بنابراين, آنچه كه در آن خير فراوان و نفع و فايده بسيار, ثبات و قرار داشته و از آن صادر گردد, مبارك ناميده مى شود. بدين ترتيب عنوان ((با بركت)) و ((مبارك)) در آيات قرآن كريم ودر اين موارد بكار رفته است:

1) ذات اقدس الهى كه خير محض و بركت ناب است; ((تباره الله رب العالمين)) (اعراف54/), ((فتباره الله احسن الخالقين)) (مومنون/ 14), ((تباره الذى نزل الفرقان على عبده...!)) (فرقان/ 1).

2) قرآن كريم; ((وهذا كتاب انزلناه مبارك)) (انعام/ 92), ((وهذا كتاب انزلنا مبارك فاتبعوه...))

(انعام/ 155), ((كتاب انزلناه اليه مبارك ليدبروا آياته...)) (ص / 29)

3) خانه خدا (كعبه); ((ان اول بيت وضع للناس للذى ببكه مباركا وهدى للعالمين)).20

4) مسجد الاقصى; ((.. الى المسجد الاقصى الذى باركنا حوله...))21

5) شب قدر; ((انا انزلناه فى ليله مباركه...))22

6) پيامبران الهى; ((وجعلنى مباركا اينما كنت...))23, ((وباركنا عليه وعلى اسحاق...))24

7) باران; ((ونزلنا من السما ما مباركا...))25

راز مباركى ماه رمضان

بى ترديد مباركى و نامباركى و سودمندى و زيان بارى هرچيزى كه به انسان منتسب مى شود, با حيات آدمى و ابعاد وجودى او رابطه اى تنگاتنگ و گسست ناپذير داشته و با مصالح و مفاسد حيات و جنبه هاى مختلف وجود او ارتباط كامل دارد. به همين علت, براى پى بردن به ((مباركى)) ماه رمضان و بركت زايى آن براى انسان, توجه و تامل در نكات زير ضرورى است:

1ـ حقيقت حيات و گوهر وجود انسان روشن است كه آدمى علاوه بر جنبه هاى مادى و زندگى حيوانى از جنبه هاى معنوى و زندگى انسانى نيز برخوردار است اين جنبه معنوى و انسانى در پرتو اعطاى وجودى برتر به او بخشيده شده است.

((.. ثم انشاناه خلقا آخر فتباره الله احسن الخالقين))26 ((فاذا سويته ونفخت فيه من روحى فقعوا له ساجدين))27 اين وجود برتر و حقيقت فراتر كه اساس هستى و گوهر حيات انسان را تشكيل مى دهد همان روح آدمى و جان انسانى است كه ديگر موجودات از آن بهره اى ندارند; غير اين جانى كه در گاو و خر استآدمى را عقل و جانى ديگر است در صورت نبود اين گوهر ارجمند, آدمى ازحيات انسانى تهى شده و در رديف ديگر حيوانات قرار خواهد گرفت.

2ـ نيازمنديها و موجبات حيات انسانى همان گونه كه براى حيات حيوانى و جنبه مادى انسان نيازمندىها و خواسته هايى متناسب با آن وجود دارد و در صورت تامين نشدن و پاسخ ندادن به آنها حفظ و بقاى آن ناممكن است, براى حيات انسانى و معنوى نيز نيازها و تمايلاتى وجود دارد كه حفظ و بقاى آن تنها در پرتو تامين و برآورده كردن آنها امكان پذير خواهد بود.

پيداست كه نيازمندىها و خواسته هاى اين دو جنبه ى وجود و دو بعد حيات انسانى متناسب با تفاوت و اختلاف آنها متفاوت و مختلف خواهد بود; تغذيه, رشد, بالندگى و نشاط بعد حيوانى و جنبه مادى انسان, به امور مادى و تامين خواسته هاى حيوانى وابسته است و از امور مورد نياز بعد انسانى بيگانه و بى خبر مى باشد; او نداند جز كه اصطبل و علف از سعادت غافل است و از شرف اما براى تغذيه, فربهى, شادابى و پرورش بعد انسانى و جنبه معنوى و روحى انسان موجبات و نيازمندىهاى ديگرى وجود دارد و اين گونه نيست كه با به دست آوردن عوامل و زمينه هاى شادابى, فربهى و آسايش تنى, زمينه تنومندى, رشد, نشاط و آرامش جان نيز فراهم گردد.

3ـ هدف و نقش ماه رمضان بنابراين, براى پرورش و رشد و بالندگى جان و تامين خواسته هاى آن بايد به سراغ امورى غير از عوامل تامين كننده نيازهاى تن شتافت. هدف اساسى و نتيجه نهايى و دستاورد اصلى ((روزه)) كه برجسته ترين, وظايف مسلمان در ماه مبارك رمضان است, تقوا مى باشد.

((يا ايها الذين آمنوا كتب عليكم الصيام كما كتب على الذين من قبلكم لعلكم تتقون))28 اى كسانى كه ايمان آورده ايد! روزه بر شما نوشته شده; آن گونه كه بر آنها كه پيش از شما بودند نوشته شد, تا پرهيزكار باشيد.

تقوا كه همان نگهدارى, كنترل و مهار تمايلات حيوانى و خواسته هاى نفسانى است, يك امر واقعى و عينى مى باشد كه در سايه ى روزه و روزه دارى در وجود انسان محقق مى گردد. ماه رمضان با همه آنچه كه به همراه دارد (و برجسته ترين آن روزه است), در صدد كنترل انسان و مهار تمايلات تنى و ايجاد و تقويت روحيه ى مقاومت در برابر جاذبه هاى نفسانى است تا بتواند بعد حقيقى و گوهر اصلى وجود انسان را سرزنده, بالنده, با نشاط و فربه نمايد; تا تو تن را چرب و شيرين مى دهى گوهر جان را نيابى فربهى 4ـ ارتباط ماه رمضان با حيات حقيقى انسان انسان براى تامين حيات معنوى خود و تقويت, پرورش و فربهى روح خويش به اين ماه الهى نيازمند است. گرچه اين فريضه الهى مانند ديگر فرايض و تكاليف اسلامى تنها با يك بعد وجود انسان سروكار ندارد و فوايد و آثار آن به حيات روحى انسان محدود نمى گردد و ضمن تامين نيازهاى روحى و درپى داشتن آثار و نتايج معنوى, بهره ها و بركات مادى و دنيايى را هم براى انسان و جامعه به همراه دارد,29 ولى هدف اصلى ونقش اساسى و تاثير عمده ماه رمضان به حيات معنوى و روان انسانى مربوط مى شود و آدمى براى بالندگى, رشد و چالاكى به امساك, منع و محدوديتى كه ماه رمضان براى بعد حيوانى انسان ايجاد مى كند نيازمند است, اين امساك, هرگز به معناى محروميت و از دست دادن توانايى ها و گرفتار ضعف و ناتوانى شدن نيست. ((روزه)) براى پيشگيرى از محروميت انسان و ايجاد قدرت كنترل در برابر شهوات نفس و تمايلات تن و برخوردار ساختن جان انسان از گوهرها و كمالات انسانى بسيار لازم و ضرورى است. چه بسيار افرادى كه با رها نمودن نفس و تن دادن به شهوات آنى و هوس هاى زودگذر, در حسرت ازدست دادن گوهر انسانيت نشسته و گرفتار اندوهى هميشگى شده اند; ((كم من شهوه ساعه اورثت حزنا طويلا))30 امام على (ع) فرمود: و چه بسا شهوت يك لحظه كه مايه اندوه طولانى گردد.

ماه رمضان يكپارچه خير و بركت

با به خاطر سپردن نكات چهارگانه ى پيش, اكنون مى توان چهره مبارك و سيماى پر خير و بركت ماه رمضان را مشاهده نمود و به بركت آفرينى آن براى انسان پى برد.

البته اين چهره زيبا و سيماى نورانى آنگاه قابل مشاهده است كه پرده از ديدگان آدمى برداشته شود و غبار تن, حجاب رخسار زيباى جان نگردد و خواهش هاى نفسانى, مانع رويت ارتباط ميان نيازهاى جان آدمى با حقيقت و ماهيت روح پرور ماه رمضان نباشد و نگاه صحيح نسبت به اين ماه و رابطه آن با جان انسانى و نيازهاى او بدست آيد. در اين صورت لحظه لحظه اين ماه و همه آنچه كه به همراه دارد, موجب خير, بركت و مباركى براى انسانى است كه آن را درك كرده و در آستانش بستر افكنده است. چقدر شنيدنى است اين گزارش محمد بن مسلم از امام باقر (ع): ((ان الله تعالى ملائكه موكلين بالصائمين يستغفرون لهم فى كل يوم من شهر رمضان الى آخره وينادون الصائمين كل ليله عند افطارهم: ابشروا عباد الله فقد جعتم قليلا وستشبعون كثيرا بوركتم و بوره فيكم...))31 خداوند داراى ملائكه اى است كه وظيفه آنان استغفار نمودن براى روزه داران در هر روز از ماه رمضان تا پايان اين ماه است و در هر شب هنگام افطار به روزه داران بشارت مى دهند: اى بندگان خداوند اندكى گرسنگى را چشيديد و بزودى سير مى گرديد. شما و آنچه كه در شماست مبارك گرديد.

[اى خجسته درد و بيمارى و تب

اى مبارك درد و بيدارى شب رنج گنج آمد كه رحمت ها دروست مغز تازه شد چو بخراشيد پوست] آرى, اگر روح انسان را بشناسيم و نيازهاى حقيقى او را بدانيم و رابطه بنده با خدا و راز نيازمندى بشر به ارتباط با عالم ملكوت را به درستى بيابيم نه تنها ماه رمضان راموجب محروميت و محدوديت نمى دانيم, بلكه آن را موجب توسعه و پيشرفت وجودى و صعود و تكامل انسانى خواهيم دانست.. در اين صورت, براى تكامل و تعالى انسان و رسيدن به كوى حق, روزه و ماه رمضان (و امورى كه موجب بالندگى و نشاط و قوت جان مى گردد) را لازم و ضرورى خواهيم شمرد; چنان كه در اين روايت نبوى آمده است:

((من عرف الله وعظمه, منع فاه من الكلام و بطنه من الطعام وعنى نفسه بالصيام والقيام...))32 كسى كه خدا را به درستى شناخته و به عظمت او پى برده باشد, دهان خود را از سخن و شكمش را از غذا بازداشته و رنج روزه و عبادت (نماز و شب زنده دارى) را بر خود هموار مى كند.

[چون كه در معده شود پاكت پليد

قفل نه بر حلق و پنهان كن كليد

يعنى ويژگى معده اين است كه پاكى ها را به پليدى تبديل مى كند پس بر حلق خود قفلى بزن و كليدش را پنهان كن و دائم مراقب شكم خود باش]. با اين نگاه و معرفت, انسان مومن هرگز به از دست دادن ماه رمضان راضى نمى شود و در صورت از دست رفتن آن سخت نگران و بسيار آزرده خاطر و ملول مى گردد. آن گونه كه در زمزمه هاى عارفانه آن روح آگاه و شيدا در واپسين ساعات ماه مبارك مى خوانيم:

((فنحن مودعوه وداع من عز فراقه علينا وغمنا و اوحشنا انصرافه عنا...))33 ما با اين ماه خدا حافظى مى كنيم, خدا حافظى كسى كه جدايى اش براى ما سخت است و اين جدايى ما را اندوهگين مى كند و با رفتنش تنها مى شويم.


پى‏نوشت‏:

1ـ آل عمران, 178.
2ـ متن خطبه مقام معظم رهبرى در نماز جمعه تهران در تاريخ 77/10/18 بيستم ماه مبارك رمضان.
3ـ در مقاله اى تحت عنوان ((على (ع) و كارگزاران ناصالح)) به اين شخصيت پرداخته شده است.
4ـ اعراف, 33.
5ـ در اين گفتار متن عربى عباراتى كه معظم له از غير معصوم نقل كرده اند حذف و به ترجمه اكتفا شده است.
6ـ صحيفه جامعه سجاديه دعاى / 155.
7ـ بحار, ج 93, ص 347.
8ـ بحار, ج 93, ص 346.
9ـ وسايل الشيعه, ج 6, ص 174.
10ـ تهذيب الاحكام, ج 4, ص 152.
11ـ وسايل الشيعه, ج 7, ص 227.
12ـ مستدرك الوسايل, ج 7, ص 429.
13ـ همان, ص 446.
14ـ الاقبال بالاعمال الحسنه (اقبال سيد بن طاووس) باب 3 فصل 4.
15ـ لسان العرب, ج 1 و مفردات راغب واژه ((برك)) ومجمع البيان, ج 2, ص 477.
16ـ لسان العرب, ج 1.
17ـ مفردات راغب.
18- لسان العرب, ج 1.
19ـ مفردات راغب.
20ـ آل عمران, 96.
21ـ اسرا, 1.
22ـ دخان, 3.
23ـ مريم, 31.
24ـ صافات, 113.
25ـ ق, 9.
26ـ مومنون, 14.
27ـ حجر, 29.
28ـ بقره, 183.
29ـ واين حقيقيت با مدد و توفيق الهى پس از بيان همه ى ويژگيها و اوصاف ماه مبارك كاملا آشكار خواهد شد.
30ـ كافى ج 2, ص 451.
31ـ وسائل الشيعه, ج 6, ص 176.
32ـ امالى صدوق, ص 249.
33ـ صحيفه جامعه سجاديه, دعا 142 و اقبال سيد بن طاووس, باب 34.

منبع : http://www.balagh.net/persian/specific/ramadan/09.htm




برچسب ها : ماه خدا , رمضان


نوشته شده در 1388/5/24 توسط سعید معزالدین | نظر دهيد

تقريب مذاهب اسلامي و همكاري با شمال آفريقا

در آمدی بر
نقش تقريب مذاهب اسلامی در ارتباط و گسترش همكاري با شمال افريقا


محمد سعيد معزالدين

باورها و گرايش هاي مشترك
     باورهای دينی, نژاد, قوميت, تاريخ تمدن و فرهنگ, آداب و آيين های اجتماعی, موقعيت جغرافيايی و برخی ديگر از ويژگی های مشترک ، از جمله عواملی است که ملت ها را به يکديگر نزديک ساخته و به هم پيوند می دهد.
     باورها و گرايش های دينی مشترک از ساير عوامل مهم تر می باشد؛ بويژه که دين مقدس اسلام مرزهای جغرافيايی را در می نوردد و به عمق جان ها و وجدان ها نفوذ کرده و با شعار برادری و همبستگی اسلامی و شعور خودآگاهي و ضرورت همبستگي مسالمت آميز بر تعصبات کور ملی گرايی و قوم پرستی خط بطلان کشيده و ملت های مسلمان را به يکپارچگی و وحدت فرا می خواند.
همبستگي اسلامي
     اسلام, امتياز طلبی قومی و برتری جويی نژادی را پوچ شمرده و به حکم آيه ی شريفه ی يا ايها الناس انا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعوباً و قبائل لتعارفوا ان اکرمکم عندالله اتقيکم تنها تقوای الهی را موجب کرامت انسان دانسته است و با تأکيد بر اصل اتحاد و پرهيز از تفرقه در آيه ی شريفه واعتصموا بحبل الله جمعياً و لاتفرقوا اعتصام به حبل المتين الهی را رمز پيروزی و رستگاری معرفی کرده و با فراخوانی به تعاون و همکاری در آيه ی شريفه تعاونوا علی البر و التقوی مسلمانان را به همکاری برای انجام خوبی ها و نيکی ها و تقوا و هدف های والا و الهی دعوت می کند.
همبستگی و تعاون و همکاری حول محور اسلام, اقتدار و عظمت مسلمانان, پيشرفت و توسعه ی کشورهای اسلامی را به دنبال خواهد داشت.
     بنابراين, اسلام و نهادهای اساسی آن می تواند به عنوان بهترين ويژگی مشترک, راه های همکاری و پيشرفت پيروان آن را در سراسر جهان فراهم آورد. اين همان چيزی است که همواره دشمنان اسلام از آن هراس داشته اند. آن ها پيوسته در صدد ايجاد تفرقه بين پيروان مذاهب اسلامی بوده و هستند تا از اين رهگذر به مطامع شوم خويش و غارت منابع و معادن ملت های مسلمان دست يابند.
     اعتقاد به خدای يگانه, کتاب واحد آسمانی( قرآن کريم) کعبه ی معظمه ( قبله ی واحد) پيامبر اسلام (ص) و بسياري از نقاط مشترک اصلی و فرعی در فقه و اصول و کلام و علوم قرآن, افق تابناک و راه روشن و چشم انداز اميدبخشی را برابر ديدگان ملت های مسلمان می گشايد تا با تمسک به حبل متين الهی و تلاش در راه تقريب مذاهب اسلامی راه های همکاری و توسعه و تعالی را هموارتر سازند.
     در اين نوشتار کوتاه, ضرورت تقريب مذاهب و تلاش در راه گسترش همبستگی اسلامی به عنوان   بهترين راهبرد و کوشش عملی و فرهنگی و کاربردی برای ايجاد زمينه های توسعه و همکاری توصيه می شود.

ويژگي هاي فرهنگي و علمي شمال آفريقا
     موقعيت خاص جغرافيايی شمال آفريقا که شامل کشورهايی مهم با پيشينه ی تاريخی كهن و درخشان و تحولات و دگرگونی های فرهنگی, سياسی و اجتماعی می باشد, به اين نقطه از جهان ويژگی خاصی بخشيده و بر اهميت آن افزوده است. بيشتر ساکنان شمال آفريقا را مسلمانان تشکيل می دهند و دين مقدس اسلام به عنوان دين رسمی اين کشورها به شمار می رود.
برای مثال, در کشورهای تونس, ليبی, مصر و مراکش به ترتيب 4/99 , 97, 8/81, 7/98 درصد مسلمان سکونت دارند.
     وجود مساجد مهم و تاريخی و مراکز علمی و فرهنگی در منطقه ی شمال آفريقا و موج فزاينده ی اسلام خواهی و علاقه ی شديد ملت های مسلمان به انقلاب اسلامی, همکاری و تعاون اين کشورها را به يکديگر و ساير کشورهای اسلامی, به ويژه جمهوری اسلامی ايران, در راه رشد و توسعه ی زمينه های فرهنگی ضروری می نمايد.
     از آنجا که باورهای دينی و تبادل آرا و انديشه ها در عرصه ی فرهنگ و گرايش های علمی و معنوی و وجود مشترکات فراوان بين مذاهب موجود و برخی فرقه ها و طريقت ها به عنوان انگيزه ی مشترک و بستر مناسب برای گسترش روح همبستگی اسلامی راهگشای همکاری در ساير زمينه های سياسی, اقتصادی و اجتماعی خواهد بود, ضرورت پرداختن به مقوله ی ارزيابی نقاط مشترک مذاهب و تفاهم فکری و تقريب مذاهب اسلامی بيش از هر زمان احساس می شود.
     از آن هنگام که بلال حبشی به برکت درخشش نور اسلام در سرزمين جاهلی حجاز از بردگی رهايی يافت و به شرافت مؤذن بودن رسول خدا (ص) نايل شد و پس از فتح مکه بر بام کعبه ندای توحيد سر داد, گويي, نماينده ای از قاره آفريقا ندای رهايی از يوغ بندگی خدايان زمين و رهايي از تفرقه و پراکندگی را سر می دهد. اين دعوت, گسترش يافت تا جايی که هم اکنون ديگر بار نغمه ی روح نواز وحدت, گوش دل و جان ساکنان اين مناطق را می نوازد و جوانان پرشور و آگاه شمال آفريقا خواهان اقتدار و اتحاد ملت های خويش و رويارويی با بيگانگان هستند.
     فرهنگ و ميراث گرانسنگ و کهن اسلامی در اين سرزمين گويای پيشينه ای ديرين و درخشان است. دانشگاه القرويين و زيتونيه در تونس, مرکز بسيار مهمی است که بسياری از انديشمندان اسلامی شمال آفريقا به ويژه از کشورهای تونس, الجزاير و مراکش, از آن فارغ التحصيل شده اند.
     تلاش های شيخ عبدالعزيز النعالبی در 1920 ميلادی و غيرت دينی مردم آن سامان دست استعمار فرانسه را از اين کشور کوتاه کرد.
     وجود مراکز علمی و دانشگاهی در مصر نيز شاهد اين مدعاست که فرهنگ و تمدن اسلامی در اين کشور رشد و نمو يافت و دانشکده ی دارالعلوم و دانشگاه عين شمس و دانشگاه اسکندريه از جمله مراکز علمی و تحقيقاتی است که بر اهميت توجه به دانش و آموزش و انديشه در مصر تأکيد می کند.

طلايه داران وحدت
     متفکران گرانقدری همچون سيدجمال الدين اسدآبادی, سيدقطب, حسن البنا در برانگيختن احساس اسلامی مشترک دينی رهروان مذاهب نقش بسزايی داشته اند.
     همچنين وجود شخصيت هايي چون علامه محمدتقی قمی در دارالتقريب مصر در کنار متفکران جهان اسلام مانند شيخ سليم بشری, علامه سيدشرف الدين و تأکيد آيت الله العظمی بروجردی بر تشويق عالمان مذاهب در تبادل آرا و انديشه ها, آگاهی از مبانی معيارهای فقهی اجتهادی مذاهب اسلامی و فتوای مشهور شيخ شلتوت در مورد جواز عمل به فقه جعفری و به رسميت شناختن مذهب تشيع و اعلام مذاهب خمسه اسلامی, بيش از پيش راه دستيابی به تقريب عملی را هموار ساخت.
     حاصل بحث های مستمر عالمان متعهد و آگاه در دارالتقريب مصر شامل60 نسخه مجله ی رساله الاسلام شد که هر صاحب نظر و پژوهشگری با مطالعه ی آن به ژرفای بحث ها, روح برادری توأم با استدلال حاکم بر مقالات و سعه ی صدر و وسعت نظر نويسندگان آن پی می برد. و اکنون از آن ستارگان درخشان علم و معرفت به عنوان طلايه داران وحدت و روادالتقريب ( پيشگامان انديشه ی تقريب مذاهب اسلامي) ياد می کنيم.
     با بررسی اجمالی موقعيت کنونی ملت های مسلمان در جهان به اين نکته ی مهم واقف می شويم که آيا با وجود مشترکات فراوان و وجود عواطف و احساسات همگون و پيشينه ی درخشان همکاری در زمينه های فرهنگی, امروز نيز می توان آن روزهای به ياد ماندنی را احيا کرد؟
     در پاسخ به اين پرسش اساسی بايد گفت: آری, به برکت پيروزی انقلاب اسلامی و رهبری های حکيمانه امام راحل (ره) زمينه ی همکاری فرهنگی به ويژه در اين گونه مناطق بيش از هر زمان فراهم است و شايسته است كه عالمان مذاهب و مراکز و محافل علمی, حوزوی و دانشگاهی راه های دستيابی به همبستگی اسلامی را ارزيابی کرده با ايجاد ارتباط مستمر در راه گسترش علاقه و روابط فرهنگی و علمی کوشش نمايند.
     در اينجا, به برخی عوامل و راه های رسيدن به اين مقصود اشاره می کنيم:
راه هاي عملي- تلا ش در راه گسترش فرهنگ تقريب در حوزه و دانشگاه ؛
- ايجاد ارتباط مستمر بين مراکز علمی و فرهنگی و شخصيت های علاقه مند به تقريب مذاهب و فراهم آوردن زمينه های لازم تبادل نظريات و آرا و فتاوی انديشمندان مذاهب اسلامی؛
- کوشش در راه شناخت احساسات و عواطف مشترک و برانگيختن آن ها در جهت هدف های والای قرآنی و تحکيم مبانی اخوت و همبستگی اسلامی؛
- بررسی و شناخت وجوه اشتراک مذاهب و تقويت آن ها؛
- پرهيز از طرح مسائل اختلافی به ويژه به گونه ای که موجب تفرقه ی امت اسلامی نشود و در عرصه ی مسائل سياسی, رنگ صنفی, فرقه ای و قومی به خود نگيرد؛
- کوشش در راه ريشه يابی مسايل اختلافی برای طرح در کميسيون ها و محافل علمی؛
- تبيين آثار مثبت همبستگی اسلامی برای ملت های مسلمان؛
- ارزيابی علل پراکندگی و اختلاف مسلمانان و تبيين آثار شوم تفرقه و زيان های جبران ناپذيری که از اين رهگذر به جوامع اسلامی رسيده است؛
- درک ضرورت های زمان و پرداختن به حل مشکلات و کاستی های کنونی مسلمانان؛
- اتخاذ تدابير لازم, هماهنگ و منسجم فرهنگی و تبليغی در ارشاد و هدايت پيروان فرقه های استعماری و موضع گيری اصولی فرهنگی براساس معيارهای مشترک مذاهب اسلامی در برابر بدخواهان و دشمنان انديشه تقريبی؛
- تدريس علوم اسلامی مقارن و مقايسه ای در دانشگاه ها و مراکز علمی و حوزوی؛
- تبادل استاد و دانشجو و استفاده ی مؤثر از امکانات آموزشی و فرهنگی يکديگر؛
- برپايی اردوهای آموزشی, فرهنگی و تفريحی و سياحتی برای استادان, پژوهشگران و دانشجويان؛
- کوشش در راه احيا و حفظ ميراث فرهنگی مشترک اسلامی و دميدن روح هويت اصيل و پويای اسلامی به کالبد جوانان مسلمان و احيای شخصيت و باز يافتن توانايی و استعداد آن ها در بسيج همگانی گرايش به کسب آگاهی و معارف قرآنی و سيره ی نبوی, اقوال بزرگان دين و سنت و عترت پيامبر اکرم (ص)؛
- تشکيل کنفرانس ها, سمينارها و نشست های علمی و فرهنگی و برپايی همايش و گردهمايي انديشمندان مذاهب و عالمان و متفکران برای اتخاذ تدابير واحد و هماهنگ در توجيه و ارشاد ملت های مسلمان براي حفظ و توسعه ی روح همکاری و تعاون در راه توسعه و تعالی جوامع اسلامی؛
- انتشار کتاب و نشريه و ايجاد و گسترش وب سايت و نرم افزارهاي رايانه اي و امكانات الكترونيكي و گسترش و توسعه همکاری هاي رسانه ای و تبليغاتی؛
- تشويق دانشجويان و استادان به انتخاب موضوعات تقريبی برای تحقيق و پژوهش و پايان نامه های تحصيلی؛
- بهره وری مناسب از فن آوری نو در عرصه ی اطلاع رسانی و ايجاد سايت و پايگاه های اينترنتی؛
- برپايی مسابقات فرهنگی و علمی با موضوع های تقريبی و همبستگی مذاهب اسلامی؛
- ايجاد شبکه ی ويژه ی ماهواره ای برای توليد و پخش برنامه ها و بحث های تقريبی.




نوشته شده در 1387/12/15 توسط سعید معزالدین | نظر دهيد

مجموعه كتاب هاي چشمه ي نور

نگارش، پژوهش : سعيد معزالدين

ناشر : انتشارات فقه              

تاريخ انتشار: بهار 1384

تجدید چاپ : بزودی در بهار 88

شمارگان : 20000  دوره

ويژگي هاي مجموعه 14 جلدي كتاب هاي چشمه نور (تفسير قرآن براي نوجوانان) :

1 ـ ارایه‌ی تفسیر (شأن نزول) آیه‌ها در قالب داستان مستند.

2 ـ در بیان موضوع و شرح داستان به آیات قرآن استناد شده و از پیرایه‌ها و   پردازش‌های اضافی خودداری شده است.

3 ـ برای شرح بیشتر، از روایات و احادیث مورد وثوق همه‌ی مذاهب   اسلامی بهره‌گیری شده است.

4 ـ شیوه‌ی نگارش و محتوا به گونه‌ای است که همه‌ی اعضای خانواده می‌توانند از آن استفاده نمایند.

5 ـ با ارایه‌ی تصویرهای رنگی و کیفیت مناسب و نثر روان، با کمک شرح و بیان بزرگترها حتی کودکان زیردبستانی نیز می‌توانند از این مجموعه بهره‌مند شوند.

6 ـ متن کتاب‌ها بر اساس نگارش و ویرایش کتاب‌های فارسی دبستانی و راهنمایی ویراستاری شده تا در ذهن کودک و نوجوان دوگانگی در شیوه‌ی نگارش واژه‌ها پدید نیاید و متناسب با نوشتار کتاب‌های درس باشد.

7 ـ در آغاز هر جلد متن آیات قرآنی و ترجمه‌ی روان آن ذکر شده و در پایان مطالب هر جلد واژه‌های اصلی ترجمه و در صورت لزوم شرح و توضیح داده شده است.

8 ـ بسته‌بندی مناسب و ارایه‌ی یکجا به گونه‌ای است که یکی از بهترین مجموعه‌های داستانی مستند قرآنی برای هدیه به کودکان و نوجوانان به شمار می‌آید.

9 ـ قابل بهره برداری و استناد برای مراکز قرآنی ویژه کودکان و نوجوانان.

10 ـ قيمت مناسب به ويژه برای مؤسسه‌ها و مراکز قرآنی و فرهنگی و هنری.

نام كتاب : شگفتي هاي آفرينش تفسير قرآن براي نوجوانان (سوره ي شمس) نگارش و پژوهش : سعيد معزالدين ناشر : انتشارات فقه تاريخ انتشار: بهار 1384 شمارگان : 20000 نام كتاب : سفر هاي قبيله ي قريش تفسير قرآن براي نوجوانان (سوره ي قريش) نگارش و پژوهش : سعيد معزالدين ناشر : انتشارات فقه تاريخ انتشار: بهار 1384 شمارگان : 20000 نام كتاب : آشوبگر آتش افروز تفسير قرآن براي نوجوانان (سوره ي تبت) نگارش و پژوهش : سعيد معزالدين ناشر : انتشارات فقه تاريخ انتشار: بهار 1384 شمارگان : 20000 نام كتاب : فيل سواران تفسير قرآن براي نوجوانان (سوره ي فيل) نگارش و پژوهش : سعيد معزالدين ناشر : انتشارات فقه تاريخ انتشار: بهار 1384 شمارگان : 20000 نام كتاب : فداكاري و هجرت تفسير قرآن براي نوجوانان ( آية الفداء) نگارش و پژوهش : سعيد معزالدين ناشر : انتشارات فقه تاريخ انتشار: بهار 1384 شمارگان : 20000 نام كتاب : رسيدگي به محرومان تفسير قرآن براي نوجوانان ( آية الاطعام ) نگارش و پژوهش : سعيد معزالدين ناشر : انتشارات فقه تاريخ انتشار: بهار 1384 شمارگان : 20000 نام كتاب : نشانه ي ولايت تفسير قرآن براي نوجوانان ( آيه ي ولايت ) نگارش و پژوهش : سعيد معزالدين ناشر : انتشارات فقه تاريخ انتشار: بهار 1384 شمارگان : 20000 نام كتاب : جوانان با ايمان تفسير قرآن براي نوجوانان (اصحاب كهف) نگارش و پژوهش : سعيد معزالدين ناشر : انتشارات فقه تاريخ انتشار: بهار 1384 شمارگان : 20000 نام كتاب : بهشت خاكستر تفسير قرآن براي نوجوانان ( اصحاب الجنة ) نگارش و پژوهش : سعيد معزالدين ناشر : انتشارات فقه تاريخ انتشار: بهار 1384 شمارگان : 20000 نام كتاب : فرستادگان ويژه تفسير قرآن براي نوجوانان ( اصحاب القرية ) نگارش و پژوهش : سعيد معزالدين ناشر : انتشارات فقه تاريخ انتشار: بهار 1384 شمارگان : 20000 نام كتاب : راز حيات تفسير قرآن براي نوجوانان ( اصحاب القرية ) نگارش و پژوهش : سعيد معزالدين ناشر : انتشارات فقه تاريخ انتشار: بهار 1384 شمارگان : 20000 نام كتاب : نبرد تاريكي و روشنايي تفسير قرآن براي نوجوانان ( طالوت و جالوت ) نگارش و پژوهش : سعيد معزالدين ناشر : انتشارات فقه تاريخ انتشار: بهار 1384 شمارگان : 20000 نام كتاب : نوح تلاشگر تفسير قرآن براي نوجوانان ( سوره ي نوح ) نگارش و پژوهش : سعيد معزالدين ناشر : انتشارات فقه تاريخ انتشار: بهار 1384 شمارگان : 20000 نام كتاب : ايوب شكيبا تفسير قرآن براي نوجوانان ( ) نگارش و پژوهش : سعيد معزالدين ناشر : انتشارات فقه تاريخ انتشار: بهار 1384 شمارگان : 20000




برچسب ها : چشمه , نور


نوشته شده در 1387/12/15 توسط سعید معزالدین | نظر دهيد

ويژگي هاي مجموعه داستاني بچه هاي آفتاب :

 

نویسنده : سعید معزالدین

بهار : ۱۳۸۶

تجدید چاپ : بزودی در بهار 88

 

معرفي و تبيين آيين هاي ديني و باورهاي اسلامي در قالب داستان :

آشنايي اجمالي با پيشوايان اسلام در داستان كبوتر حرم ؛

 

 تبيين فرهنگ نيايش و بزرگداشت حماسه سال هاي دفاع مقدس در داستان دعاي بهاري ؛

تبيين فرهنگ همياري و تعاون در داستان جشن عاطفه ها ؛

تاكيد بر كانون خانواده و اصل اخلاقي و اجتماعي صله رحم (ارتباط با خويشاوندان) در داستان هفت سين ؛  

تاكيد بر آيين نامگذاري كودك در اسلام و پيش گيري از بيماري حسد در داستان داداش كوچولو ؛

تاكيد بر اهميت انتخاب دوست و همنشين خوب و نقش آن در تربيت اخلاقي در داستان همبازي ؛

متن روان و همراه با تصاوير  رنگي و جذاب و  قابل استفاده براي مربيان مراكز پيش دبستاني و معلمان كلاس هاي اول و دوم ابتدايي و اولياي دانش آموزان براي توضيح و تفهيم هرچه بيش تر و بهتر مطالب به كودكان.

 





نوشته شده در 1387/12/15 توسط سعید معزالدین | نظر دهيد

عرضه «سفره هفت‌سين» براي نخستين بار

اثر مكتوب «سفره هفت‌سين» از سري مجموعه‌هاي داستاني بچه‌هاي‌آفتاب با رويكرد قرآني، در پانزدهمين نمايشگاه بين‌المللي قرآن‌كريم عرضه شده‌است.

به گزارش خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا) به نقل از ستاد خبري پانزدهمين نمايشگاه بين‌المللي قرآن‌كريم، اين كتاب كه به قلم سعيد معزالدين براي نخستين‌ بار در پانزدهمين نمايشگاه بين‌المللي قرآن‌كريم ارائه‌شده‌است، به بررسي جايگاه قرآن در آداب و

رسوم ايرانيان و اهميت آن به عنوان اصلي‌ترين ركن در خانواده‌هاي ايراني مي‌پردازد.

چاپ اول اين كتاب با 5000 نسخه شمارگان توسط انتشارات فقه براي گروه سني خردسالان عرضه‌شده‌است.





نوشته شده در 1387/12/15 توسط سعید معزالدین | نظر دهيد

برخی از مقالات سعيد معزالدين 

  1.     آشنايي با بخش فارسي دانشگاه پنجاب
  2.    آموزش احكام
  3.   اقبال و انديشه ي خودآگاهي
  4.    امام خميني ، حقيقت جاودان
  5.    انفاس سحرخيزان
  6.    انيس كنج تنهايي
  7.    بررسي مسايل فرهنگي
  8.    بزرگداشت شيخ مصلح الدين سعدي شيرازي
  9.    بهار
  10.    پاي درس حديث
  11.    حافظ ، نقطه ي وصل شعر و شعور
  12.    درآمدي بر گفتگوي تمدن ها
  13.    رمضان، ميهماني خدا
  14.    سخني با كودكان و نوجوانان
  15.   شخصيت زنده ياد دكتر كليم صديقي
  16.   شعر وحدت
  17.    طهارت و پاكي جسم و جان
  18.    فصل وصل آفرين
  19.    كتاب و كتابخواني
  20.    گزارش علمي و محتوايي پنجمين كنفرانس بين المللي وحدت اسلامي
  21.    گزارش علمي و محتوايي ششمين كنفرانس بين المللي وحدت اسلامي
  22.    ما مي رويم تا اسلام بماند...
  23.    مير سيد علي همداني و عرفان مثبت
  24.    ميلاد نور
  25.    نشست سران كشورهاي اسلام
  26.    نقش تقريب مذاهب اسلامي در ايجاد ارتباط ايران با شمال آفريقا
  27.    نقش و وظيفه ي دانش آموزان
  28.    نگاهي به پيشينه ي كنفرانس بين المللي وحدت اسلامي
  29.    وحدت از نگاه امام خميني(ره)
  30.    گردشگری و همبستگی اسلامی
  31.    خودآرایی و آراستگی
  32.    مفهوم و پیشینه پوشش در تمدن های بشری و ادیان توحیدی
  33.    احکام پوشش
  34.    تجارت دختران در پاکستان
  35.    کتاب و کتابخوانی در پاکستان
  36.    آیین میلاد النبی (ص) در پاکستان
  37.    نسل جوان پاکستان و گرایش به قرآن کریم
  38.    راز و رمز شب زنده داری
  39.    انجمن خوشنویسان پاکستان
  40.    همراه با وحدت انديشان و تقريب باوران
  41.    رابطه علم و دین
  42.   مهم ترین فعالیت های خانه فرهنگ جمهوری اسلامی ایران-لاهور 1379-1382
  43.     همبستگی اسلامی و مسئولیت مشترک



برچسب ها : مقالات , سعيد , معزالدين


نوشته شده در 1387/12/15 توسط سعید معزالدین | نظر دهيد

آشنایی با فعالیت های فرهنگي و آموزشي  سازمان تبلیغات اسلامی استان اصفهان

ـ برگزاري دوره آموزشي  فلسفه حجاب و آثار اجتماعي آن با همكاري واحد خواهران در قالب 6 دوره در شهرهاي اصفهان (2 دوره)، نجف آباد، شهرضا، شاهين شهر و مباركه و هر دوره به مدت 16 ساعت براي بانوان دبير آموزش و پرورش با تدريس سرفصل‌هاي زير و صدور گواهينامه توسط آموزش و پرورش استان اصفهان:

1- مفهوم و پيشينه ي پوشش بانوان در تمدن هاي بشري و اديان توحيدي نوشته سعيد معزالدين،

 2- خودآرايي و آراستگي نوشته سعيد معزالدين،

 3-احكام پوشش بانوان،تدوين و نگارش سعيد معزالدين،

4- بدحجابي ريشه ها و راهكارها نوشته احمد رزاقي، 5- حجاب روش ها و توصيه ها نوشته خسرو كي منش، 6- حجاب آزادي و مشاركت اجتماعي 7-  حجاب در قرآن كريم و سنت الهي نوشته احمد رزاقي





نوشته شده در 1387/12/15 توسط سعید معزالدین | نظر دهيد

مسئول دبیرخانه کانون های مساجد استان تهران از معرفی شيوه هاي نوين تدريس معارف دين در جشنواره ای بااین عنوان در سطح کشوری خبر داد.

حجت الاسلام علی پروانه، مسئول دبیرخانه کانون های مساجد استان تهران جشنواره شیوه های نوین آموزشی را یکی از بهترین برنامه های نوآوری و شکوفایی ستاد عالی کانون های مساجد در سال 87 دانست و به خبرنگار شبستان گفت: با توجه به نام گذاری سال 1387 به عنوان سال نوآوری و شکوفایی از طرف مقام معظم رهبری (مدظله العالی) و نیز لزوم شناسایی و تقویت شیوه های نوین و موثر در امر تدریس معارف دین، طرح برگزاری این جشنواره در دستور کار ستاد عالی کانون های فرهنگی و هنری مساجد کشور قرار گرفت و دبیرخانه استان تهران با توجه به امکانات به عنوان میزبان این جشنواره سراسری انتخاب شد.

وی افزود: با توجه به وجود بيش از چهار هزار کانون فرهنگي و هنري و دو هزار و 700 كتابخانه در مساجد كشور و برگزاري دوره هاي متعدد ديني و فرهنگي در اين مراكز و نيز ساير مراكز فرهنگي و مذهبي، شناسايي روش ها و شيوه هاي تدريس و نيز حمايت از شيوه هاي برتر و معرفي به اساتيد و مربيان ديني بسيار ضروري به نظر مي رسيد. از طرفي اعلام سال نو آوري و شكوفايي از سوي مقام معظم رهبری راه را براي برگزاري اولين جشنواره شيوه هاي نوين تدريس هموار ساخت و تكليف ما را مشخص کرد.

مسئول دبیرخانه کانون های مساجد استان تهران بیان کرد: در این جشنواره 4 موضوع قرآن، اعتقادات، احکام و اخلاق به عنوان موضوعات اصلی جشنواره در نظر گرفته شد که هر کدام از این موضوعات یک مورد خاص برای اولین جشنواره اعلام کرد که قرآن شامل مبحث روخوانی، در اعتقادات مبحث توحید، احکام مبحث نماز و در رشته اخلاق مبحث آداب معاشرت، افرادی که در این جشنواره شرکت کردند بدون محدودیت سن و تحصیلات، طلاب علوم دینی، استادان دروس معارف اسلامی و مربیان قرآن و پرورشی در سراسر کشور هستند که در هر سه گروه نیز علاقه مندان قابل توجه ای شرکت کرده اند.

وی یادآور شد: تعداد کل آثار رسیده به دبیرخانه در چهار موضوع اصلی جشنواره بیش از 200 اثر بوده که از این تعداد 114 اثر به عنوان آثار مرتبط در بخش اصلی جشنواره مورد داوری قرار گرفت.

حجت الاسلام پروانه با اشاره به اینکه این جشنواره به صورت سراسری برگزار شده است، بیان کرد: اطلاع رسانی این جشنواره نیز به صورت کشوری انجام شد که می توان به چاپ آگهی در روزنامه های کثیرالانتشار در چند نوبت، چاپ پوستر و بروشور جشنواره و توزیع در سطح کشور از طریق دبیرخانه های کانون های مساجد استان ها و گروه های معارف اسلامی دانشگاه های سراسر کشور، آموزش و پرورش و سایر مراکز فرهنگی و مذهبی و نیز پخش تیزر از شبکه اول سیما و شبکه جهانی قرآن سیما و نیز پخش تیزر صوتی از رادیو معارف و نیز تبلیغات اینترنتی در رسانه های دیجیتال اشاره کرد.

وی ادامه داد: داوری آثار رسیده به جشنواره دارای تکنیک های خاص و نوآورانه بوده و بایستی از زوایای مختلفی ارزیابی شوند، این آثار در چهار سطح بررسی شده و هر گروه امتیاز و آثار را مشخص کردند، داوری آثار بیش از دو هفته به طول انجامید و سرانجام با جمع بندی نظرات کارشناسان امر، آثار برگزیده در هر رشته معرفی شدند.

مسئول دبیرخانه کانون های مساجد استان تهران خاطرنشان کرد: همزمان با فرا رسیدن 18 اسفند سالروز تأسیس ستاد عالی کانون های فرهنگی و هنری مساجد، افتتاحیه اولین جشنواره شیوه های نوین تدریس معارف دین و هفتمین همایش تجلیل از ائمه جماعات و مدیران نمونه کانون ها و کتابخانه های مساجد استان تهران به طور همزمان 16 اسفند از ساعت 14 و 30 دقیقه در سالن همایش های وزارت کار و امور اجتماعی برگزار می شود.

وی گفت: در این مراسم ضمن معرفی برگزیدگان جشنواره با حضور صفار هرندی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، دکتر حداد عادل، رییس کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی و حجت الاسلام والمسلمین محسن قرائتی از برگزیدگان تجلیل می شود و نیز به مناسبت سی امین سال پیروزی انقلاب اسلامی از 30 نفر از پیشکسوتان در 30 سال گذشته در امور قرآنی، احکام و اعتقادات در کشور تأثیرگذار بودند نیز تجلیل می شود.

http://www.shabestannews.com/newsdetail.asp?newsid=87121415000783&code=33
آیین معرفی برگزیدگان اولین جشنواره کشوری شیوه های تدریس معارف دین به مناسبت سال نوآوری و شکوفایی توسط دبیرخانه کانون های فرهنگی و هنری مساجد استان تهران روز جمعه 16 اسفند 1387 در موضوعات قرآن، اعتقادات،اخلاق و احکام.

داوران جشنواره: آقایان خسرو کی منش ؛ محمد سعید معزالدین؛ محمد خیری؛  عبدالرحمن جریحی





نوشته شده در 1387/12/15 توسط سعید معزالدین | نظر دهيد

نوشته شده در 1387/12/15 توسط سعید معزالدین | نظر دهيد

عضويت در خبرنامه
   نام :

ايميل :

نظرسنجي
خوراک وبلاگ RSS